چرا خودآگاهی در رهبری یک امر ضروری برای موفقیت است؟


به عنوان یک رهبر، باید بپذیرید که همیشه حق با شما نیست و همیشه در همه چیز عالی خواهید بود – و این اشکالی ندارد! خودآگاهی در رهبری کلید موفقیت هر سازمانی است و می تواند رشد، سازگاری و صداقت را در محیط کار تشویق کند.

برای کمک به شما در یادگیری اینکه چرا خودآگاهی در رهبری جزء لاینفک موفقیت شرکت شماست، ما قصد داریم معنای خودآگاهی، مزایای آن و نمونه های واقعی خودآگاهی را از رهبران کسب و کار بررسی کنیم.

← برای دانلود درس های رهبری از بنیانگذار HubSpot، دارمش شاه، اینجا را کلیک کنید [Free Guide].

خودآگاهی در رهبری چیست؟

خودآگاهی در رهبری به معنای داشتن درک آگاهانه از شخصیت، رفتارها، انگیزه‌ها و تأثیر این موارد بر توانایی‌های رهبری شماست.

آیا انگیزه های شما با اهداف شرکت شما هماهنگ است؟ وقتی همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود، چگونه به عنوان یک رهبر رفتار می کنید؟ شخصیت شما چگونه بر تعامل شما با همکاران و زیردستانتان تأثیر می گذارد؟

اینها سوالاتی هستند که باید از خود بپرسید – و صادقانه به آنها پاسخ دهید – تا خودآگاهی خود را به عنوان یک رهبر ایجاد کنید.

دن تایر، یکی از همکاران بازاریابی HubSpot، می‌گوید: «همه نقاط قوت و هرکسی نقاط ضعفی دارند. “خودآگاه بودن به این معنی است که شما از کارهایی که به خوبی انجام می دهید و چیزهایی که باید توسعه دهید یا محول کنید آگاه هستید.

“این به معنای درک این است که فرآیند کار با این ویژگی‌ها پیامی قوی، منسجم و جهانی می‌فرستد که کاملاً اشکالی ندارد که در برخی ظرفیت‌ها خوب باشیم و در برخی دیگر به حمایت نیاز داشته باشیم، که باید برای همه اطمینان‌بخش باشد. رهبرانی که ارزش‌ها را زندگی می‌کنند. سازمان بنا به تعریف معتبرتر، سازگارتر است و می تواند تا حد زیادی به پایه های موفقیت شرکت کمک کند.”

چرا خودآگاهی در رهبری مهم است؟

خودآگاهی در رهبری می تواند به شما به عنوان یک رهبر کمک کند تا بفهمید چه چیزی را برای نقش خود به ارمغان می آورید. داشتن خودآگاهی به معنای درک این است که کجا شکوفا می‌شوید و کجا باید پیشرفت کنید – و زمانی که رهبری شما، بهره‌وری شرکت شما را دنبال می‌کند.

فواید خودآگاهی در رهبری

خودآگاهی می‌تواند از بسیاری جهات برای سازمان مفید باشد – یکی از آنها ایجاد اعتماد است. کارکنان بیشتر به رهبرانی اعتماد می کنند که خود را مسئول می دانند و در مورد سبک ها و کاستی های رهبری خود صادق هستند. و ایجاد فرهنگ اعتماد و صداقت منجر به مشارکت بیشتر کارکنان می شود.

رهبران خودآگاه همچنین پیشرفت در یادگیری و توسعه را ترویج می کنند. وقتی یک رهبر نشان می دهد که از نقاط قوت و ضعف خود آگاه است – و فعالانه برای بهبود کار می کند – محیطی ایجاد می کند که رشد شخصی را تشویق می کند. یک رهبر خودآگاه اعضای تیم خود را تشویق می‌کند تا با ایفای نقش به عنوان مربی، سازماندهی کارگاه‌ها یا کمک به کارکنان در بهبود مهارت‌های خود، به دنبال رشد شخصی باشند.

یکی دیگر از مزایای خودآگاهی در رهبری، بهبود تصمیم گیری است. خودآگاهی در مورد اهداف خود و نحوه هماهنگی آنها با اهداف شرکت به شما کمک می کند تا در کل تصمیمات صحیح تری بگیرید. و این تصمیمات درست منجر به استراتژی های بهتر و کمپین های هدفمندتر می شود.

5 نمونه از خودآگاهی در رهبری

من با چندین رهبر در لینکدین تماس گرفتم تا دیدگاه آنها را در مورد خودآگاهی در رهبری و نمونه های دنیای واقعی دریافت کنم. این چیزی است که من یاد گرفتم:

1. دبی اولوسولا آکینتند – مشاور استراتژی بازاریابی و رشد آموزش در آموسنگ

“اگر خودآگاه نباشید، نمی‌توانید همدل باشید، چه رسد به اینکه از نظر عاطفی به عنوان یک رهبر باهوش باشید. به یاد می‌آورم زمانی که شغلی پیدا کردم که در آن یکی از الزامات مصاحبه نوشتن یک استراتژی کامل در مورد نحوه برخوردم بود. یک مشکل واقعی که اگر استخدام می شدم بلافاصله در نقش با آن روبه رو می شدم، حتی با وجود اینکه کار را به دست آوردم، برای راهنمایی به خودآگاهی اعتماد کردم. [and] نه اینکه سریعاً راهبردی را که به ذهنم خطور کردم، اجرا کنم.

“در عوض، پس از استخدام، گوش دادن و همکاری با سایر نامزدها و سهامداران را انتخاب کردم تا اهداف و برنامه های خود را به عنوان یک گروه هماهنگ کنیم تا نتایجی را که با هم به دست می آوریم بهینه کنیم.

“خودآگاهی بسیار مهم است زیرا به شما کمک می کند تا به طور موثرتری رهبری کنید و ظرفیت خود را برای رشد شخصی و حرفه ای بهبود بخشید.”

2. تریسی گرازیانی – مالک Graziani Multimedia LLC

“برای من، خودآگاهی به من کمک کرد تا سوگیری ضمنی را درک کنم و مراقب آن باشم. یکی از دوستان عزیزم یک مدیر عامل غیرانتفاعی با بصیرت است. در گفتگو در مورد استخدام، درباره اشتباهاتی که نامزدها مرتکب می شوند صحبت می کردیم.

من همیشه از مردم می‌پرسم که چرا از بین همه نامزدهایی که مصاحبه می‌کنم، آنها را استخدام کنم. سپس ادامه دادم که وقتی مردم به این سؤال با نیازهایی پاسخ دادند – مانندمن یک مادر مجرد هستم، یا، “من تعداد زیادی وام دانشگاه دارم -“من آنها را استخدام نکردم، اما وقتی آنها با دستاوردهای خود پاسخ دادند، من انجام داد آنها را استخدام کنید دوستم سپس افکارم را تغییر داد.

او گفت: “چقدر احتمال دارد کسانی که نیازهای خود را ذکر کرده اند در فقر باشند – یا در آن بزرگ شده اند؟” پاسخ من؟ “به نظر محتمل است.”

او توضیح داد که افراد فقیر همیشه باید “اثبات فقر” را ارائه دهند تا آنچه را که نیاز دارند ارائه دهند. خدمات دولتی، خیریه ها، حتی سازمان های مذهبی قدرت زیادی دارند و آنچه را که نیاز دارید به شما نمی دهند. بدون «اثبات فقر» زنده بمانید. بنابراین آنها وارد نیروی کار می شوند و انتظار قوانین مشابهی دارند.

“شغل ها چیزهایی دارند که شما به آن نیاز دارید. بنابراین، آنها باید ثابت کنند که به این شغل نیاز دارند. این باعث شد ذهن من درگیر شود. من به سادگی هرگز دنیا را از این دریچه ندیدم. اکنون متفاوت مصاحبه می کنم.”

3. دن مویل – هاب اسپات مشاور

“رهبری در مورد اعتماد است. من شاهد بزرگترین رهبری بوده‌ام که کسی این اعتماد را از طریق خودآگاهی همراه با فروتنی ایجاد کند.

“وقتی یک رهبر به من گفت”من همه چیز را نمی دانم و این وضعیت خاص فراتر از دانش من است ب اعتماد داشته باشید که می دانید دارید چه کار می کنید، پس بروید کاری را انجام دهید که در آن مهارت دارید.این نوع آگاهی از خود و درک، اعتماد فوری را در درون من به رهبری من ایجاد کرد، و حتی فراتر رفت تا وفاداری ایجاد کند که نمی توانید آن را بخواهید.»

4. دمتریوس بی. – موسس برچسب بزنید

“به عنوان یک رهبر جوان در فضای SaaS، متوجه شدم که به دنبال دستیابی سریع به نتایج هستم تا اطمینان حاصل کنم که با سرعتی قابل مقایسه با رقبای خود توسعه، طراحی و مقیاس بندی می کنم. در نتیجه، من به کسانی که با من کار می کنند فشار ناعادلانه ای وارد می کنم. برای رسیدن به شاخص‌های کلیدی عملکرد و نقاط عطفی که برای یک استارت‌آپ در اندازه ما واقع‌بینانه نبود.

“تعمل و بلوغ لازم بود تا بفهمم که بنیانگذاران و رهبران تنها کسانی نیستند که برای اجرا فشار را احساس می‌کنند – این به همه کسانی که با آنها کار می‌کنیم سرازیر می‌شود. طبق تجربه من، کارمندان واکنش مثبتی نسبت به موارد فوق‌العاده نشان نمی‌دهند. ضرب‌الاجل‌های تنگ، فضای محدود برای خطا، و مدیریت خرد مداوم.

“آنچه که من یاد گرفتم مهمتر از همه این بود که مهندسانم را توانمند کنم و با تیم فروشم کار کنم تا بفهمند چه چیزهایی برای موفقیت در مراحل اولیه برای کمک به ایجاد پایه ای قوی برای یک شرکت نرم افزاری که در آزمون زمان مقاومت می کند نیاز دارند. رهبری این نیست. دیکتاتور، درک این است که تیم شما برای موفقیت به چه چیزی نیاز دارد و چگونه چشم انداز سازمان را در درازمدت برآورده کنید!

5. جردن بازینسکی – معاون اجرایی و مدیر کل در Cotiviti

“ما یک مرکز تحقیق و توسعه و عملیات در کاتماندو، نپال داریم. در آوریل 2015، آنها توسط یک زلزله 7.8 ضربه خوردند. نیمه شب از Markandeya Kumar Talluri، که اداره دفتر را رهبری می کرد، تماس گرفتم و برای ایمنی جمع شده بودم. پس لرزه های بعدی برای کشوری که قبلاً به دلیل زیرساخت هایش محدود شده بود، ویرانگر بود: در نهایت 9000 کشته و 600000 ساختمان ویران شدند.

کومار در هند زندگی می‌کرد و می‌توانست به خانه برود در حالی که نپال از میان آوارها جمع‌آوری می‌کرد و بازسازی می‌کرد. در عوض، او در کاتماندو ماند، خانواده‌ها را دعوت کرد که به طور موقت در دفتر ما زندگی کنند، فضایی را برای عملیات روبیکون ایجاد کرد تا فعالیت‌های امدادی خود را پایه‌گذاری کنند. زنجیره‌های تلفن را راه‌اندازی کرده و تلاش می‌کنیم نه تنها کارمندان خود را پیدا کنیم، بلکه دوستان و خانواده‌ای که مفقود شده‌اند را پیدا کنیم.

او به طور شهودی می‌دانست که افرادی که تحت مراقبت او هستند انرژی او را جذب می‌کنند و از نگرش او سرنخ می‌گیرند و بر همین اساس خود را مدیریت می‌کند.

برای تمرین خودآگاهی به عنوان یک رهبر، وقت بگذارید و نقاط قوت و ضعف و همچنین گام‌های عملی را که می‌توانید برای بهبود بردارید یادداشت کنید – و از تماس گرفتن با همکاران برای دریافت نظرات آنها در مورد مهارت‌های رهبری خود نترسید.

به یاد داشته باشید، رهبران الگوی خود را رهبری می کنند، و اگر نشان دهید که مایل به رشد و پیشرفت هستید، تیم شما احتمالاً همین کار را خواهد کرد.

دعوت به اقدام جدید



منبع