همه مقالات - Page 4 of 12 - لرن مارکتینگ | آموزش بازاریابی و بازاریابی اینترنتی

%db%b1%db%b1-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%87%d8%b1-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3

۱۱ سوالی که هر کسی را در هنگام مصاحبه استخدامی به دردسر می‌اندازد

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

طبق گزارشی که کسب و کارهای کوچک را هدف قرار داده، ۵۰ درصد شرکت ها در سال ۲۰۱۶ گفته‌اند که استخدام نیرو، سخت‌ترین چالشی است که با آن مواجه می‌شوند. وقتی ۵۰ درصد کسب و کارها استخدام می‌کنند یعنی شانس‌تان برای به دست آوردن شغل رویایی‌تان بد نیست. اما حالا وقت آن است که با سوالات مصاحبه‌ای آشنا شوید که حتی بهترین مصاحبه‌شونده‌ها را نیز به زحمت می‌اندازد.
با وجود تمام آمادگی‌های قبلی باز هم مصاحبه‌ی شغلی یک تجربه‌ی اعصاب‌خردکن خواهد بود. تازه بدتر اینکه، مصاحبه‌گر ها معمولاً سوالات متعددی دارند که می‌تواند به راحتی مصاحبه شونده را به دردسر بیاندازد. این سوالات از روی بدجنسی پرسیده نمی‌شوند. هدف از پرسش این سوالات این است که درک بهتری از داوطلب کسب کنند تا مطمئن شوند که او برای شغل مورد نظر واجد شرایط است و با جوّ شرکت سازگاری دارد.
من سال‌هاست که صدها نفر را استخدام کرده‌ام و با هزاران داوطلب مصاحبه انجام داده‌ام. من به عنوان یک استخدام‌کننده، با بهم ریختن تمرکز و تعادل شما می‌توانم بفهمم که در زیر فشار محیط کار چه عملکردی خواهید داشت.
هرچقدر هم که با تجربه یا آماده باشید باز هم در مواقعی، این سوالات ممکن است شما را به زحمت بیاندازند. اگر نمی‌خواهید در موقع مصاحبه به مِن و مِن کردن بیفتید بهتر است از پیش جواب‌هایی برای سوالات پردردسری که برایتان یازده نمونه ازشان آورده‌ام، آماده کنید.

۱. «می‌تونی از خودت برام بگی؟»

در ظاهر مثل یک سوال معصومانه و ساده می‌ماند. اما ممکن است گولتان بزند که بیش از حد وارد زندگی شخصی‌تان شوید. با اینکه مصاحبه‌کنندگان خوب اغلب از مکالمه برای تعیین سازگاری شخص استفاده می‌کنند، اما شاید بهتر باشد که بیشتر روی سابقه‌ی تحصیلی، شغلی و تجربه‌های اخیر کاری خود تمرکز کنید.
نحوه‌ی پاسخ دادن: حرف خانواده یا عادات‌تان را پیش نکشید. با گفتن اینکه چگونه می‌توانید به ارزش‌های شرکت بی‌افزایید مصاحبه را ادامه دهید.

۲. «آیا از اون اشخاصی هستی که موقع تعطیلات ایمیل‌هاشون رو چک می‌کنن؟»

در اینجا از یک طرف باید علاوه بر مطمئن ساختن مصاحبه کننده از قابل‌اتکابودن و دردسترس‌بودن خود، میزان تعهدتان به کار را هم نشان داده و از طرف دیگر هم باید نشان دهید که ارزش و اهمیت تعادل بین شغل و کار را می‌دانید تا با این سوال نابود نشوید.
نحوه‌ی پاسخ دادن: به کارفرمایتان نشان دهید که صد درصد متعهد به کارتان هستید. اما این را هم بگویید که نیازمند زمانی به دور از شرکت خواهید بود. شفاف‌سازی کنید که تمامی مسئولیت‌هایتان را پیش از تعطیلات کامل می‌کنید و در صورت بروز موارد ضروری امکان تماس گرفتن با شما وجود دارد.
در ذهن داشته باشید که اگر مثل ایلون ماسک یا من باشید…در آن صورت جوابی که من به دنبالش هستم کمی متفاوت خواهد بود چرا که دارم یک استارتاپ را اداره می‌کنم و می‌خواهم تیمم ۲۴ ساعته مشغول کار باشد. اگر سخت‌تر، سریع‌تر و بیشتر از بقیه کار نکنیم مسابقه را می‌بازیم.

۳. «چطور برای این مصاحبه آماده شدی؟»

هدف از این سوال این است که بفهمم که آیا واقعاً به این کار اهمیت می‌دهید یا فقط همینطوری برای مصاحبه استخدامی آمده‌اید.
نحوه‌ی پاسخ دادن: نشان دهید که قبل از مصاحبه استخدامی وقت گذاشتید تا درخصوص شرکت و صنعت تحقیق کنید. این را با دادن اطلاعاتی مانند پیش‌زمینه‌ی شرکت یا اشاره به روند کنونی صنعت و ذکر این موضوع که چگونه می‌توانید یک تغییر مثبت ایجاد کنید نشان دهید.
آخرین شخصی که استخدام کردم را برایتان مثال می‌زنم. وقتی از این شخص این سوال را پرسیدم او شروع به توصیف محصول پول الکترونیکی ما کرد. وارد چنان جزئیاتی شد که حتی خود من هم از آن‌ها بی‌خبر بودم. همچنین به سه مشکل بالقوه اشاره کرد که نه من و نه تیمم به آن فکر کرده بودیم. آماده بودن برای این سوال یعنی این.

۴. «شغل رویاییت چیه؟»

این هم یک سوال دیگر است که مشخص می‌کند که آیا برای کار در این سازمانِ به خصوص جدی هستید یا اینکه هر جایی که بتوانید درخواست می‌دهید.
نحوه‌ی پاسخ دادن: جواب ساده بدهید: «اینجا جاییه که دوست دارم کار کنم.»

۵. «پنج سال دیگه خودت رو در چه شرایطی می‌بینی؟»

من خودم وقتی جوان‌تر بودم در این تله افتادم و جواب دادم که می‌خوام تحصیلاتم را ادامه دهم تا بتوانم به موقعیت بهتری…در یک صنعت کاملاً متفاوت…برسم. بعد از شش ماه عذرم خواسته شد. نه به خاطر عملکردم بلکه به این خاطر که سازمان حس کرد در طولانی‌مدت همراهشان نخواهم بود.
نحوه‌ی پاسخ دادن: شرکت ها نمی‌خواهند روی کارمندی که نمی‌خواهد بماند سرمایه گذاری کنند. معمولاً در برنامه‌شان نیست که افراد را به صورت کوتاه‌مدت استخدام کنند. بدون دروغ گفتن می‌توانید صادقانه بگویید که به دنبال شغلی هستید که چالش‌برانگیز و موردعلاقه‌تان بوده و به علاوه اهداف آینده‌تان را نیز شرح دهید. اگر باور دارید که این موقعیت نیازهایتان را برآورده می‌کند، توضیح دهید که سازمان چطور می‌تواند در رسیدن به اهدافتان به شما کمک کند.

۶. «بزرگ‌ترین نقطه ضعفت چیه؟»

پاسخ کلیشه‌ای «من کمال‌گرا هستم» عبارتی است که مصاحبه کننده‌ها هزار بار شنیده‌اند و از آن خوششان نمی‌آید. از آن گذشته، این پاسخ شرح نمی‌دهد که چگونه می‌خواهید قدم‌های لازم برای تبدیل شدن به یک کارمند بهتر را برداشته و یا چگونه از سدّ مشکلات عبور کنید.
نحوه‌ی پاسخ دادن: پیشنهاد «راندل براونینگ» از Skillcrush این است که به جای اینکه بگویید تنها ضعف‌تان این است که «بیش از حد به بی‌نقصی کار اهمیت می‌دهید» یا اینکه «کمال‌گرا هستید» کمی عمیق‌تر بروید. «نکته‌ی کلیدی در فاش کردن یه ضعف اینه که بلافاصه خودتون راه‌حلش رو هم بگید. مثلاً اینطوری جواب بدین: «من معمولاً وظایف ساده رو اول انجام می‌دم و بعد می‌رم سراغ کارهای پیچیده‌تر، اما می‌دونم که برعکسش بازدهی بیشتری داره.»»

۷. «چرا می‌خوای اینجا کار کنی؟»

یک بار دیگر، سوالی که میزان علاقه‌تان به کار را نشان می‌دهد. به علاوه مشخص می‌کند که آیا از قبل تحقیق کرده‌اید و اینکه مناسب جوّ شرکت هستید یا خیر.
نحوه‌ی پاسخ دادن: «آرنی فرتیگ» پنج پاسخ بالقوه در U.S. News دارد که کارفرمای احتمال‌تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پاسخ‌ها عبارتند از:

«چندتا همکار رو می‌شناسم که سال‌هاست تو شرکت شما مشغول به کارند و همه‌شون از اینجا تعریف می‌کنند.»
«وقتی دیدم روی وب‌سایتتون کارمندا می‌گن چقدر کار کردن برای شرکت‌تون عالیه، هیجان‌زده شدم.»
«صفحه‌ی فیسبوک شرکت‌تون واقعاً خوب آدمو جذب می‌کنه. واقعاً خوشم اومد که (جای خالی را خودتان پر کنید.)»
«شرکت‌تون معروفه به تولید محصولات خوبی که به مردم کمک می‌کنه تا فلان کار رو انجام بدن. اما از همه مهم‌تر اینکه، من نقش رهبری شرکت‌تون تو جامعه‌مون رو به خاطر حمایت از رویدادها و جنبش‌های الف، ب و پ می‌شناسم. محصولات و خیرخواهی شما نشون می‌ده که شرکتی هستین که هم به خط سود و هم به کمک به جامعه اعتقاد داره.»

مقالات مشابه:

ادامه مطلب
gzip-vi-banner

افزایش سرعت سایت وردپرسی با استفاده از افزونه Gzip Ninja

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

 مشکل سرعت در وردپرس:

خیلی از افرادی که از وردپرس استفاده می‌کنند با مشکل سرعت وردپرس مواجه شده‌اند و از این بابت گله‌مند هستند.
در نگاه اول شاید بتوان گفت که وردپرس به خودی خیلی مشکل چندانی از لحاظ سرعت ندارد. اما افزونه‌ها و قالب‌های زیادی که بر روی آن نصب می‌شوند تا امکانات آن را تکمیل‌تر کنند، باعث کندی سرعت سایت شده و زمان بارگزاری سایت را بسیار افزایش می‌دهند (اگر با چگونگی اندازه گیری سرعت سایت آشنایی ندارید، مقاله «تست سرعت سایت» را ببینید).
بین سرعت سایت و میزان سودآوری کسب و کار شما رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. شاید خیلی ساده و خلاصه بتوان گفت که سرعت پایین‌تر برابر است با فروش کمتر. هر چقدر سرعت سایت شما کمتر باشد و زمان لودشدن آن بیش‌تر باشد، مشتری رغبت کمتری به ماندن در سایت و خرید از آن خواهد داشت که این مساله باعث کاهش درآمد و کاهش سود شما می‌شود.
اگر می‌خواهید در مورد تأثیر سرعت سایت و سود کسب و کار خود بیش‌تر بدانید، می‌تواند کتاب رایگان زیر را دانلود کنید و بخوانید.

معرفی افزونه GZIP Ninja و نقش آن در افزایش سرعت سایت:

خیلی از افراد در مقالات خود صرفاً یک افزونه را معرفی کرده و بعد به شما می‌گویند که با نصب این افزونه مشکل شما حل می‌شود.
من دوست دارم در این‌جا قبل از این که مراحل نصب و فعال‌سازی افزونه را به شما بگویم، ابتدا مفاهیم مربوط به آن را و این که چرا این افزونه باعث افزایش سرعت می‌شود را با شما مطرح کنم.
فهم دقیق مکانیزم زیرین مربوطه باعث می‌شود که شما دید مناسب‌تری نسبت به ماجرا پیدا کنید و درک بهتری کسب کنید.
ابتدا ویدئوی زیر را ببیندو در این ویدئو در مورد مفهوم فشرده‌سازی جی‌زیپ (gzip compression) صحبت کرده‌ایم. همچنین یک افزونه‌ی مهم برای فایرفاکس را معرفی کرده‌ایم که با استفاده از آن می‌توانید از صحت فرآیندی که در ادامه قرار است انجام دهید، مطمئن شوید.

این ویدئو فقط بخشی کوتاه از محصول آموزشی ما به نام «افزایش سرعت سایت های وردپرسی» می‌باشد. اگر علاقه‌مند هستید که نکات حرفه‌ای را درباره‌ی افزایش سرعت سایت وردپرس بدانید، می‌توانید همین الان این آموزش جامع را تهیه کنید.
یک بار و برای همیشه مسائل و مشکلات مربوط به سرعت سایت خود را حل کنید.

مفهوم فشرده‌سازی و gzip برای کاهش حجم صفحات سایت:

با دیدن ویدئوی بالا باید متوجه شده باشید که عملیات فشرده‌سازی چیست و چرا انجام می‌پذیرید. شما خودتان بارها این عملیات را انجام داده‌اید. مثلاً زمانی که یک فایل را با استفاده از نرم‌افزار winrar یا zip فشرده‌سازی کرده‌اید.
الگوریتم‌ها و روش‌های مختلفی برای فشرده‌سازی وجود دارد که هر یک تحت یک عنوان و یک پسوند شناخته می‌شوند. برای مثال فایل‌های rar. و فایل‌های zip. که به ترتیب نشان‌دهنده‌ی فایل‌های فشرده‌سازی شده با استفاده از الگوریتم rar و الگوریتم zip می‌باشند.
پسوند gzip نیز به طور مشابه، یک نام برای یک الگوریتم فشرده‌سازی فایل‌ها می‌باشد که بسیار زیاد در صفحات وب مورد استفاده قرار می‌گیرد.
هر بار که مرورگر کاربر صفحه‌ای از سایت شما را از هاست شما درخواست می‌کند، اطلاعاتی مبتنی بر امکانات و قابلیت‌های خود را برای سایت شما ارسال می‌کند.
این اطلاعات مواردی هستند نظیر سیستم‌عامل (ویندوز، مک یا لینوکس)، مرورگر (کروم، فایرفاکس، اینترنت اکسپلورر، سافاری و …)، توانایی gzip و …
اگر مرورگر کاربر توانایی مدیریت فایل‌های فشرده‌سازی شده با استاندارد gzip را داشته باشد، (که اکثر مرورگرها این قابلیت را دارند)، سایت شما به جای ارسال خود فایل، نسخه‌ی فشرده‌شده‌ی آن را ارسال می‌کند.
ارسال نسخه‌ی فشرده‌شده از فایل باعث دو نتیجه‌ می‌شود:

کاهش حجم فایل
کاهش زمان دانلود فایل برای مرورگر کاربر

با توجه به این که حجم فایل کاهش یافته است، مرورگر کاربر فایل با حجم کمتری را دانلود می‌کند که در نتیجه زمان کمتری برای دانلود آن صرف می‌شود و تجربه‌ی بهتری برای کاربر فراهم می‌شود.
به صورت خلاصه می‌توان گفت که کاری که افزونه Gzip Ninja انجام می‌هد، این است که فشرده‌سازی فایل‌ها را بر روی سایت شما فعال می‌کند تا به جای ارسال فایل‌های اصلی، نسخه‌های فشرده شده‌ی آن‌ها برای کاربران ارسال شود که این امر باعث افزایش سرعت سایت وردپرسی شما می‌شود (برای بررسی میزان افزایش سرعت سایت می‌توانید مجددا تست سرعت سایت بگیرید. برای آشنایی با چگونگی انجام این کار مقاله «تست سرعت سایت» را ببینید).

چند نکته در مورد افزونه Gzip Ninja:

این افزونه یک افزونه‌ی بسیار سبک و ساده می‌باشد و بنابراین نصب خود این افزونه باعث کاهش سرعت سایت شما نمی‌شود و از این بابت نگران نباشید.
این افزونه فقط روی وب‌سرورهای apache کار می‌کند. به طور عمده می‌توان گفت که اکثر شرکت‌های ارائه دهنده‌ی خدمات هاست، از وب‌سرور آپاچی استفاده می‌کنند. اگر هاست شما ویندوز است و روی آن از IIS استفاده می‌کنید، برای فعال‌سازی gzip بخش بعدی را مطالعه کنید.
این افزونه کاملاً رایگان است و تمام امکانات آن در دسترس است و نسخه‌ی premium ندارد.
این افزونه باعث بهبود سئو (بهینه سازی موتورهای جستجو) روی سایت شما می‌شود. چرا که گوگل به صورت رسمی اعلام کرده‌است که یکی از معیارهای تأثیر گذار بر رتبه‌ی سئو، سرعت سایت شماست.

برای دانلود این افزونه این‌جا را کلیک کنید.

مقالات مشابه:

ادامه مطلب
118

تشخیص هوش هیجانی در مصاحبه استخدامی با ۷ سوال

مشخص کردن اینکه قرار است چه کسی را برای یک شغل انتخاب کنید نفش به سزایی در شکل دادن به جوّ شرکت و تضمین موفقیت آینده‌ی آن دارد. انتخاب سوال‌های آموزنده در هنگام مصاحبه یکی از عوامل کلیدی در یافتن کارمندان مناسب است. به غیر از این کار، با هَرَس کردن افرادی که ناسازگار هستند نیز می‌توان به این مهم دست یافت. جواب‌های یک داوطلب در مصاحبه می‌توانند تعیین‌کننده باشند. بنابراین شما به عنوان یک مدیر باید چگونگی تشخیص هوش هیجانی در مصاحبه استخدامی را بدانید تا کارمندان بهتری را استخدام کنید

«ماریا دولئون»، نائب رئیس سایت Glassdoor که به نقد و بررسی افراد در محیط کار می‌پردازد، اعتقاد دارد که با وجود اینکه هر شرکتی ارزش‌ها و جوّ خاص خود را دارد اما موفقیت در محیط کاری به شدت تحت تاثیر هوش هیجانی شخص است. موردی که نمی‌توان در هنگام بررسی داوطلبین از آن چشم‌پوشی کرد.

چگونگی تشخیص هوش هیجانی در مصاحبه استخدامی با ۷ سوال ساده

در اینجا هفت سوال برایتان آورده‌ایم که می‌توانند در هنگام مصاحبه پاسخ‌های تعیین‌کننده‌ای از داوطلبین‌تان بگیرند و به شما در یافتن کارمندانی با هوش هیجانی منحصر به فرد کمک کنند.

۱. اولویت کیست و چرا؟

پاسخ داوطلب معمولاً به مصاحبه‌کننده اطلاعات گذرایی در خصوص الگوی مصاحبه‌شونده می‌دهد. «کریگ کینکوتا»، رئیس ستاد و نائب رئیس بخش ارتباطات Porch که خود به شدت درگیر گسترش تیم کاری و استخدام است بر این عقیده است که پاسخ داوطلب همچنین ممکن است نمونه‌های رفتاری‌ای را که مصاحبه‌شونده به آن احترام می‌گذارد را مشخص کند.

۲. اگر قرار باشد فردا یک شرکت تاسیس کنی، سه ارزش اصلیِ آن کدام خواهند بود؟

تمام رابطه‌های خوب با اعتماد و ارزش‌های مشترک شروع می‌شوند. «رابرت آلوارز»، مدیر ارشد مالی پلتفرم تجارت الکترونیکِ Bigcommerce، می‌گوید اولویت‌های داوطلب – به علاوه‌ی صداقت و درستی‌اش – ممکن است در پاسخ‌هایش هویدا باشند.

۳. اگر اولویت‌های کسب و کار تغییر کنند چگونه به تیمت کمک می‌کنی که اهداف جدید را درک کرده و در راستای آن‌ها فعالیت کند؟

تغییر اولویت در هر شرکت و هر شغلی رخ می‌دهد پس به دنبال داوطلبانی باشید که انعطاف‌پذیر بوده و مهارت‌های لازم برای اعمال تغییرات را داشته باشند. نصیحت «دولئون» این است که کارمندانی را استخدام کنید که خودآگاه و با انگیزه بوده و از خود همدلی نشان دهند. او می‌گوید: «این مهارت‌ها به کارمندها کمک می‌کنن که در قالب تیم بهتر کار کنند.»

۴. در شغل‌های قبلی دوستی‌های ماندگاری به وجود آوردی؟

به نقل از «آلوارز» مدتی طول می‌کشد که افراد با هم رابطه ایجاد کنند و اصلاً توانایی ایجاد رابطه خود نشانه‌ی هوش هیجانی قوی است. او می‌گوید: «{تجربه‌ی یک دوستی ماندگار} مشخص می‌کند که آیا روابط و اهمیت دادن به دیگران برای این شخص مهم است یا خیر.»

۵. حس می‌کنی هنوز فاقد چه مهارت یا تخصصی هستی؟

کنجکاوی و عطش یادگیری علائم حیاتی‌ای هستند که نشان می‌دهند که کارمندتان قصد دارد در کاری پیشرفت کند. «آلوارز» هشدار می‌دهد که: «کسایی که تو این سوال مشکل دارن کسایی هستن که فکر می‌کنن از قبل همه‌چیز رو بلدن. بهتره که از این افراد دور بمونید.»

۶. می‌توانی به من چیزی یاد بدهی؟ (هرچیزی می‌تواند باشد: یک مهارت، یک درست یا یک معما) فرض کن که من قبلاً آن را نشنیده‌ام.

پاسخ داوطلب به این سوال می‌تواند چندین مورد را مشخص کند:

اینکه آیا شخص حاضر است قبل از حرف زدن کمی وقت برای فکر کردن بگذارد.
اینکه آیا داوطلب توانایی تخصصی این را دارد که چیزی را به یک شخص کم‌اطلاع‌تر توضیح دهد.
اینکه آیا داوطلب سوالات تاکیدی‌ای چون «الان واست مفهوم شد؟» از شخص مقابل می‌پرسد.

۷. سه عامل کلیدی‌ای که فکر می‌کنید منجر به موفقیت‌تان شده‌اند، کدامند؟

«آلوارز» می‌گوید جواب این سوال می‌تواند مشخص کند که شخص خودخواه است یا از خود گذشته. «وقتی یه نفر درمورد موفقیتش حرف می‌زنه گوش کنین ببینین هی می‌گه «من»، «من»، «من» یا می‌گه «تیم»، «گروه» یا «ما».»

«کینکوتا» هم چنین می‌گوید: «دنبال یه آدم تیمی باشین که بتونه یه امتیاز مثبت به شرکت اضافه کنه. ممکنه کسی باهوش‌ترین آدم شرکت باشه اما چون کسی نیست که بشه از کار کردن باهاش لذت برد – به خاطر اینکه بیشتر از موفقیت شرکت به فکر موفقیت خودشه – اونوقت این شخص یه فرد نامناسب برای محیط کار می‌شه.»

منبع: وب‌سایت entrepreneur

ادامه مطلب
wp-rocket-main-image

افزایش سرعت سایت با wp rocket

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

 کمی درباره‌ی وردپرس

وردپرس یک سیستم مدیریت محتوا و سایت ساز می‌باشد که با استفاده از آن می‌توان بدون دانش برنامه‌نویسی و فنی یک سایت کامل را پیاده‌سازی کرد.
وب سایت خود ما یعنی لرن مارکتینگ نیز با استفاده از وردپرس طراحی و پیاده‌سازی شده‌است.
حدود نیمی از سایت‌های دنیا با استفاده از وردپرس پیاده‌سازی شده‌اند که این موضوع، محبوبیت و قدرت وردپرس را نشان می‌دهد.
 البته در بین سایت‌های پیاده‌سازی شده با استفاده از وردپرس مشکلاتی نیز وجود دارد. یکی از این مشکلات ، بحث سرعت و کندی سایت‌ های وردپرسی می‌باشد.

مشکل سرعت در وردپرس

خیلی از افرادی که از وردپرس استفاده می‌کنند با مشکل سرعت وردپرس مواجه شده‌اند و از این بابت گله‌مند هستند.
در نگاه اول شاید بتوان گفت که وردپرس به خودی خیلی مشکل چندانی از لحاظ سرعت ندارد. اما افزونه‌ها و قالب‌های زیادی که بر روی آن نصب می‌شوند تا امکانات آن را تکمیل‌تر کنند، باعث کندی سرعت سایت شده و زمان بارگزاری سایت را بسیار افزایش می‌دهند (اگر نمی‌دانید که چطور می‌توانید سرعت سایت خود را به صورت دقیق اندازه گیری کنید، مقاله «تست سرعت سایت» را ببینید).
بین سرعت سایت و میزان سودآوری کسب و کار شما رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. شاید خیلی ساده و خلاصه بتوان گفت که سرعت پایین‌تر برابر است با فروش کمتر. هر چقدر سرعت سایت شما کمتر باشد و زمان لودشدن آن بیش‌تر باشد، مشتری رغبت کمتری به ماندن در سایت و خرید از آن خواهد داشت که این مساله باعث کاهش درآمد و کاهش سود شما می‌شود.
اگر می‌خواهید در مورد تأثیر سرعت سایت و سود کسب و کار خود بیش‌تر بدانید، می‌تواند کتاب رایگان زیر را دانلود کنید و بخوانید.

در این مقاله قصد داریم که یک افزونه را برای حل مشکل سرعت سایت وردپرس به شما معرفی کنیم. در ابتدا در مورد مفاهیم مربوطه و تأثیرات آن‌ها بر سرعت سایت وردپرسی صحبت خواهیم کرد و سپس به شما می‌گوییم که چطور افزونه wp rocket می‌تواند این مشکلات را حل کرده و باعث افزایش سرعت سایت وردپرسی شما شود.
اصلاً چرا باید برای افزایش سرعت سایت خودم وقت صرف کنم؟
ما به این سؤال در کتابی که در بخش قبل آماده است، پاسخ داده‌ایم. می‌توانید همین الان آن را رایگان دانلود کنید و بخوانید.

معرفی افزونه wp rocket و نقش آن در افزایش سرعت سایت

ما دوست داریم در این‌جا قبل از این که مراحل نصب و فعال‌سازی افزونه را به شما بگویم، ابتدا مفاهیم مربوط به آن را و این که چرا این افزونه باعث افزایش سرعت می‌شود را با شما مطرح کنم.
فهم دقیق مکانیزم زیرین مربوطه باعث می‌شود که شما دید مناسب‌تری نسبت به ماجرا پیدا کنید و درک بهتری کسب کنید.
قطعاً اگر مفاهیم را درک کنید می‌توانید آن‌ها را برای سایر وب‌سایت ها و سیستم‌های دیگر نیز به کار برید.

افزونه wp rocket چه اقداماتی را برای افزایش سرعت سایت وردپرسی انجام می‌دهد؟

کش کردن صفحات وب‌سایت شما

برای این که با مفهوم کش (cache) آشنا بشوید، می‌توانید ویدئوی زیر را ببییند. در این ویدئو در مورد مفهوم کش و این که چرا کش باعث بهبود سرعت سایت می‌شود، صحبت کرده‌ایم.
همچنین از نگاه بازاریابی و ارتباط با مشتری یک موضوع بسیار مهم را در این ویدئو مطرح کرده‌ایم.
https://learn-marketing.ir/wp-content/uploads/custom/01-%D9%81 […]

ادامه مطلب
افزایش سرعت سایت وردپرس و حل مشکل سرعت آن

بهینه سازی سرعت وردپرس و حل مشکل سرعت وردپرس – بخش دوم

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

 در بخش اول مقاله درباره‌ی وردپرس و چگونگی اندازه‌گیری سرعت سایت های وردپرسی صحبت کردیم. همچنین یک روش را برای افزایش سرعت سایت های وردپرسی معرفی کردیم. در این مقاله می‌خواهیم روش دیگری را برای افزایش سرعت سایت وردپرسی به شما معرفی کنیم.

آموزش افزایش سرعت وردپرس با بهینه سازی تصاویر

تصاویر نقش مهمی را در سرعت سایت شما بازی می‌کنند. برای آگاهی از نقش تصاویر ابتدا نیاز است تا با فرآیند مربوط به چگونگی نمایش تصاویر توسط مرورگرها آشنا شوید (قبل از فرآیند بهینه سازی ابتدا باید سرعت سایت خود را اندازه گیری کنید. برای آشنایی با چگونگی انجام این کار مقاله «تست سرعت سایت» را ببینید).

چگونگی نمایش تصاویر توسط مرورگرها

به صورت معمول مرورگر در زمان نمایش دادن صفحات وب یک صفحه‌ی HTML را از سایت مربوطه دریافت می‌کنند. این فایل یک فایل متنی بوده که حاوی اطلاعات صفحه‌ی مربوطه و چگونگی نمایش آن توسط مرورگر می‌باشد.
در این فایل ممکن است آدرس تصاویری نیز ذکر شده باشد که مرورگر برای نمایش آن‌ها ابتدا لازم است که تصویر مربوطه را از سایت شما دانلود کرده و سپس آن را به کاربر نمایش دهد.
اجازه دهید به صورت دقیق‌تر این فرآیند را بررسی کنیم. قطعه کد زیر را که از سایت ما برداشته شده است را ببینید:

<a target=”_blank” href=”http://bazkar.ir/campaign/16L?utm_campaign=16B&amp;utm_medium=direct&amp;utm_source=LMSite”>
<img src=”https://learn-marketing.ir/wp-content/uploads […]

ادامه مطلب
افزایش سرعت سایت وردپرس و حل مشکل سرعت آن

بهینه سازی سرعت وردپرس و حل مشکل سرعت وردپرس – بخش اول

۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

در این مقاله ۳ روش برای بهینه سازی سرعت وردپرس را به شما نشان می‌دهیم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید اقدام به افزایش سرعت سایت وردپرس خود کنید و مشکل سرعت وردپرس را یک بار برای همیشه حل کنید.

وردپرس چیست و چرا وردپرس؟

وردپرس یک سیستم آماده برای راه‌اندازی وب سایت می‌باشد. در تعریف دقیق‌تر وردپرس یک سیستم مدیریت محتوا (CMS) است.
سیستم مدیریت محتوا یعنی سیستمی که با استفاده از آن می‌توان محتواهای مختلف اعم از متن، تصویر، صوت و ویدئو را مدیریت کرد که یکی از مصادیق این سیستم‌ها، سایت های اینترنتی هستند.
در سایت های اینترنتی شما می‌خواهید محتوایی را به مخاطبان خود عرضه کنید. برای مثال در مورد محصولات و یا خدمات خود توضیح دهید. تصاویری از محصولات خود را قرار دهید. ویدئوهایی از کاربرانی که از محصول و خدمات شما استفاده کرده‌اند و راضی بوده‌اند را به دیگر کاربران نشان دهید تا آن‌ها نسبت به شما حس اعتماد پیدا کنند.
همه‌ی این کارها و خیلی کارهای بیش‌تر را می‌توان با سیستم مدیریت محتوا انجام داد. برای وب‌سایت‌ها ۳ سیستم مدیریت محتوای محبوب در دنیا وجود دارند که عبارت‌اند از وردپرس، جوملا و دروپال.
در گذشته افراد برای داشتن سایت به شرکت‌های نرم‌افزاری و برنامه‌نویسی هزینه‌های سنگینی را پرداخت می‌کردند تا سایت آن‌ها را راه اندازی کنند. اما امروزه خیلی ساده‌تر و با استفاده از سیستم‌هایی نظیر وردپرس خود شما می‌توانید بدون نیاز به دانش برنامه‌نویسی یک سایت تمام و کمال داشته باشید.
بعضی اوقات ادعا می‌شود که این سیستم‌های مدیریت محتوا اصلا مناسب نیستند و سایتی که با استفاده از آن‌ها پیاده‌سازی می‌شود، اصلا کارایی ندارد. این ادعا خیلی درست نیست. دلایل زیادی وجود دارد که این شایعه ایجاد و پخش شده است که نمونه هایی از آن‌ها را می‌توانید در کتاب رایگان زیر بخوانید.

در بین وردپرس، جوملا و دروپال سیستم وردپرس قوی‌ترین و بهترین سیستم مدیریت محتوا و سایت ساز است. نیمی از سایت‌های دنیا با استفاده از وردپرس طراحی و پیاده‌سازی شده‌اند و افزونه‌های بسیار زیادی نیز روی آن پیاده‌سازی شده‌اند.
بنابراین ما در این مقاله روی وردپرس تمرکز می‌کنیم و توضیحات خود را پیرامون این سیستم ارائه می‌کنیم.

مشکل سرعت وردپرس

خیلی از افرادی که از وردپرس استفاده می‌کنند با مشکل سرعت وردپرس مواجه شده‌اند و از این بابت گله‌مند هستند.
در نگاه اول شاید بتوان گفت که وردپرس به خودی خیلی مشکل چندانی از لحاظ سرعت ندارد. اما افزونه‌ها و قالب‌های زیادی که بر روی آن نصب می‌شوند تا امکانات آن را تکمیل‌تر کنند، باعث کندی سرعت سایت شده و زمان بارگزاری سایت را بسیار افزایش می‌دهند.
بین سرعت سایت و میزان سودآوری کسب و کار شما رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. شاید خیلی ساده و خلاصه بتوان گفت که سرعت پایین‌تر برابر است با فروش کمتر. هر چقدر سرعت سایت شما کمتر باشد و زمان لودشدن آن بیش‌تر باشد، مشتری رغبت کمتری به ماندن در سایت و خرید از آن خواهد داشت که این مساله باعث کاهش درآمد و کاهش سود شما می‌شود.
اگر می‌خواهید در مورد تأثیر سرعت سایت و سود کسب و کار خود بیش‌تر بدانید، می‌تواند کتاب رایگان زیر را دانلود کنید و بخوانید.

قبل از ارائه‌ی چندین راه‌حل برای افزایش سرعت سایت وردپرسی ابتدا به شما نشان می‌دهیم که چطور می‌توانید سرعت سایت خود را اندازه‌گیری کنید.

چطور سرعت سایت خود را اندازه‌گیری کنید؟

ابزارهای متعددی برای اندازه‌گیری سرعت سایت وجود دارند. یکی از این ابزارها وب سایت gtmetrix می‌باشد که آدرس اینترنتی آن https://gtmetrix.com/ است. نمایی از این سایت را در شکل زیر می‌بینید (برای اطلاعات بیش تر مقاله تست سرعت سایت را ببینید).

با ورود به این سایت نمای بالا را مشاهده می‌کنید. در نوار نمایش داده شده آدرس فروشگاه اینترنتی خود را وارد نمایید و بر روی دکمه‌‌ی analyse کلیک کنید تا سایت شما مورد بررسی قرار گیرد.
این سایت گزارش های دقیقی را در مورد میزان سرعت سایت تان به شما می‌دهد. این که وضعیت کلی سرعت سایت شما چگونه است. چه عواملی باعث کاهش سرعت سایت شما شده اند. مدت زمان بارگذاری سرعت سایت شما چقدر است و ….
برای مثال می‌توانید نتیجه‌ی انجام تست سرعت سایت را روی سایت ما در تصویر زیر مشاهده کنید

در کنار این نتایج، وب سایت Gtmetrix راه‌حل‌هایی هم برای افزایش سرعت سایت به شما پیشنهاد می‌دهد. البته بعضی از این راه‌حل‌ها یک مقدار تخصصی بوده و نیازمند دانش پایه‌ای در حوزه‌ی برنامه‌نویسی می‌باشند.
 اگر شما سایت خود را با استفاده از این ابزار تست کردید و سرعت مناسبی نداشتید، طبیعی است که بخواهید نسبت به رفع مشکلات سرعت سایت خود اقدام کنید. در این مقاله چندین راهکار را به شما معرفی می‌کنیم.

صبر کنید! اگر وقت کافی برای خواندن این مقاله را ندارید …..

اگر وقت کافی برای مطالعه‌ی این مقاله را ندارید و یا تمایل دارید که به صورت تصویری و قدم به قدم راهنمای کاملی برای اصلاح سرعت سایت خود داشته باشید، می‌توانید آموزش زیر را ببینید.
ما در این آموزش به صورت تصویری و قدم به قدم به توضیح مفاهیم پرداخته و سپس راه‌حل ها را بر روی یک سایت نمونه آزمایش کرده و نشان می‌دهیم که چگونه می‌توانید آن‌ها را پیاده‌سازی کنید و چگونه مطمئن شوید که پیاده‌سازی شما به صورت درست بوده است.
اطلاعات بیش‌تر در مورد آموزش بهینه سازی سرعت وردپرس را در لینک زیر می‌توانید ببینید:
https://learn-marketing.ir/product/increase-speed-for-wordpress […]

ادامه مطلب
چند راه حل برای جمع آوری ایمیل و گسترش لیست ایمیل

۴ راه حل برای ساخت لیست ایمیل و گسترش آن

۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

در مقاله‌ی « ایمیل مارکتینگ چیست» به معرفی اولیه‌ی ایمیل مارکتینگ پرداختیم و در مورد اینکه ایمیل مارکتینگ چی هست و چی نیست صحبت کردیم. در این مقاله اشاره کردیم که بسیار مهم است که لیست ایمیل را خودتان جمع‌آوری کنید. در این مقاله به راه‌هایی برای افزایش تعداد ایمیل‌ها و گسترش لیست ایمیل اشاره می‌کنیم.

بهترین راه ساخت لیست ایمیل معتبر

بهترین راه برای ایجاد یک لیست ایمیل معتبر، این است که شما اجازه دهید این لیست به صورت طبیعی و معمول رشد کند و از طرفی افول آن را بپذیرید و کارهایی برای جبران آن انجام دهید.
بنابراین خرید لیست ایمیل از سایت‌هایی که خدمت «ارسال ایمیل تبلیغاتی» را می‌کنند، برای گسترش لیست ایمیل شما اصلاً راه مناسبی نیست و نباید با استفاده از روش‌های غیر طبیعی لیست ایمیل خود را گسترش دهید.
به صورت میانگین در هر سال حدود ۲۲ درصد از لیست ایمیل شما کاسته می‌شود. این کاسته شدن می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برای مثال دلایل زیر:

تعدادی از افراد لغو عضویت یا unsubscribe می‌کنند.
با ایمیلی که به شما داده‌اند کمتر کار می‌کنند و کم کم استفاده از آن را کاهش می‌دهند.
ایمیل‌های شما به مرور برایشان کم اهمیت‌تر می‌شود و کمتر آن‌ها را می‌خوانند.
اگر ایمیل رسمی سازمانی به شما داده باشند، ممکن است با ترک شغل و جابجایی به شرکتی جدید، دیگر از ایمیل سابق خود استفاده نکنند.

بنابراین نیاز است که شما به صورت پیوسته لیست ایمیل خود را گسترش دهید.
در این مقاله می‌خواهیم یکی از روش‌های گسترش لیست ایمیل را به شما معرفی کنیم.
 

اصل اساسی ۱:

در زمانی که می‌خواهید اطلاعاتی از کاربر بگیرید، فرم را تا حد ممکن ساده و خلوت نگه دارید. بازدید کننده باید بتواند به سادگی و خیلی سریع ثبت نام کند.
پیشنهاد ما به شما این است که فقط آدرس ایمیل را بگیرید. در ادامه‌ی کار و بعداً می‌توانید سایر اطلاعاتی را که مورد نیاز هستند را از کاربر بگیرید.

۱. دلیلی برای عضویت در خبرنامه بدهید.

در خیلی از فرم‌هایی که در سایت‌ها دیده می‌شود صرفاً از افراد خواسته می‌شود که آدرس ایمیل خود را در فرم مربوطه وارد کنند. جمله‌هایی که در این فرم‌ها دیده می‌شوند، عبارت‌اند از «در خبرنامه‌ی ما عضو شوید» و یا «آدرس ایمیل خود را در این بخش وارد کنید»
پیشنهاد ما این است که از جملات جذاب‌تری استفاده کنید و دلیلی برای عضویت به مخاطب بدهید. برای مثال جمله‌ی «با عضویت در خبرنامه‌ی سایت، اولین نفر باشید که از آخرین اخبار مربوط به حوزه‌ی فناوری آگاه می‌شوید».
ما خودمان از همین روش برای صفحه‌ی اصلی سایت استفاده کرده‌ایم. فرم زیر را ببینید.
در این فرم ما سعی کرده‌ایم که با بیان یک دلیل و دادن یک قول به کاربران، از آن‌ها بخواهیم تا ایمیل‌شان را به ما بدهند.
به عنوان مثالی دیگر فرم زیر را ببینید. ما از این فرم در صفحه‌ی اصلی سایت خود استفاده کرده‌ایم و با دادن یک هدیه (کتاب تصاحب رایگان شغل رویایی‌تان در جلسه‌ی مصاحبه)، از کاربران می‌خواهیم که آدرس ایمیل‌شان را به ما بدهند تا علاوه بر دریافت هدیه در همین لحظه، در آینده نیز هدایای بیش‌تری را برای آن‌ها ارسال کنیم.

۲. یک دلیل خوب هم در انتهای ایمیل‌ها داشته باشید.

در ادامه‌ی مورد ۱ باید به شما بگوییم که همواره این احتمال را در نظر داشته باشید که ایمیل‌های شما برای سایرین فوروارد شوند.
برای مثال من عضو خبرنامه‌ی سایت شما هستم و ایمیل‌هایی را از جانب شما دریافت می‌کنم. شما در یکی از این ایمیل‌ها مطلبی را برای من می‌فرستید (مقاله‌ی آموزشی، خبر، تصویر یا ویدئو) که من احساس می‌کنم یکی از دوستانم به این موضوع بسیار علاقه‌مند است و ایمیل شما را برای دوستم فوروارد می‌کنم.
اگر شما یک جمله‌ی خوب در انتهای ایمیل داشته باشید (برای مثال دعوت به عضویت در خبرنامه که این جمله به صفحه‌ای که در آن آدرس ایمیل مخاطب گرفته می‌شود، لینک شده باشد) و این جمله دوست من را ترغیب کند، او بر روی لینک کلیک می‌کند و به صفحه‌ی مورد نظر می‌رود.
از آن‌جایی که دوست من به ایمیل ارسالی شما علاقه‌مند بوده‌است بنابراین احتمال خیلی زیادی وجود دارد که او هم آدرس ایمیلش را به شما بدهد و در خبرنامه‌ی شما عضو شود. حتی اگر اولین باری باشد که اسم شما را شنیده باشد و این بازدید، اولین بازدید او از سایت شما باشد.

۳. صفحه‌ی درباره ما بهترین جا برای گرفتن ایمیل است.

صفحه درباره‌ی ما، بیشترین نرخ تبدیل را در بین صفحات سایت شما دارد.
اگر کسی از این صفحه دیدن می‌کند یعنی که به شرکت شما و خدمات شما علاقه‌مند است و تمایل دارد که بیش‌تر درباره‌ی شما و خدمات شما بداند. این یک فرصت بی‌نظیر برای شماست تا به آن‌ها پیشنهاد دهید که به خبرنامه‌ی شما ملحق شوند.
این پیشنهاد می‌تواند در میان صفحه‌ی درباره‌ی ما و یا در انتهای صفحه‌ی درباره‌ی ما باشد.

100اتوماسیون بازاریابی: چگونه آن را شخصی نگه داریم؟ اصول اولیه نخستین ایمیل در ایمیل مارکتینگاصول ارسال اولین ایمیل در بازاریابی ایمیلی خبرنامه شخصیخبرنامه شخصی. همه چیز با شما شروع می شود contact-listکنترل کیفیت لیست ایمیل و دلایل اهمیت آن شخصی کردن ایمیل در ایمیل مارکتینگ۴ راه برای شخصی کردن قابل توجه خبرنامه شما

ادامه مطلب
emailmarketing

ایمیل مارکتینگ چیست و چی نیست؟ – آموزش ایمیل مارکتینگ

۲۶ فروردین ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

ایمیل مارکتینگ چیست ؟ ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی یکی از مباحث مهم در بازاریابی اینترنتی می‌باشد که در صورت استفاده‌ی مناسب و اجرای درست می‌تواند درآمد زیادی را برای کسب و کار شما به همراه داشته باشد. در این مقاله مفهوم ایمیل مارکتینگ را بررسی می‌کنیم و به «بودن» و «نبودن» های ایمیل مارکتینگ بپردازیم.
همچنین در پایان مقاله یک منبع را برای آموزش ایمیل مارکتینگ به شما معرفی می‌کنیم.

ایمیل مارکتینگ چیست ؟ «بودن ها»

ایمیل مارکتینگ چیست ؟ ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی یک روش بازاریابی مستقیم (direct marketing) است که در آن شما به واسطه‌ی ارسال ایمیل، اطلاعاتی را درباره‌ی محصولات و خدمات خود در اختیار مشتریان قرار می‌دهید.
البته هدف ایمیل مارکتینگ صرفاً آگاهی رسانی درباره‌ی خدمات و محصولات نیست و شرکت ها از استراتژی های مختلف و محتواهای مختلفی برای ایمیل استفاده می‌کنند.
چند نمونه از اهدافی را که یک ایمیل می‌تواند دنبال کار کند در زیر می‌بینید:

۱) فروش مستقیم کالا یا خدمات

در این ایمیل ها شما به صورت مستقیم کالا یا خدمات خود را معرفی می‌کنید و در متن ایمیل لینکی را به صفحه محصول خود قرار می‌دهید
هدف این ایمیل ها فروش مستقیم است. شما کاربرانی دارید که شرکت شما را می‌شناسند و قبلاً توانسته‌اید اعتماد آن‌ها را  کنید و حالا می‌خواهید به واسطه‌ی ارسال ایمیل، محصولات و خدمات خود را بفروشید. از این رو به صورت مستقیم درباره‌ی آن‌ها صحبت می‌کنید و مخاطبان را تشویق به خرید می‌کنید.
تصویر زیر نمونه‌ای از این ایمیل است.

۲) برقراری و افزایش ارتباط با مشتریان بالقوه و مشتریان بالفعل

به طور متوسط و با توجه به آمارها، ۷ بار برخورد با یک برند نیاز است تا مشتری نسبت به آن برند حس خوبی پیدا کند و از آن خرید کند.
بنابراین انتظار نداشته باشید کسانی که اولین بار از شما ایمیل دریافت می‌کنند اقدام به خرید کنند. این مشتریان بالقوه هنوز نسبت به شما اعتماد ندارند و بنابراین نیاز است که با برقراری ارتباط با آن‌ها، خود را بیش‌تر به آن‌ها معرفی کنید تا حس اعتماد و اطمینان در آن‌ها شکل بگیرد.

برای این منظور شما اطلاعاتی را در مورد حوزه‌ی فعالیت‌تان و کارهایی که انجام می‌دهید را برای گیرندگان خبرنامه ارسال می‌کنید. این ایمیل‌ها می‌تواند شامل کارهایی که شرکت شما در حال انجام است، باشد و یا پیشرفت‌های جدید در حوزه‌ی کاری شما را بیان کند و یا شامل نکاتی آموزشی برای کاربران باشد.
با ارسال این دسته از ایمیل‌ها به صورت متناوب شما ارتباطی را بین مشتریان بالفعل خودتان برقرار می‌کنید تا آن‌ها نسبت به شما حس اعتماد کنند و زمانی که ایمیل های دسته‌ی ۱ را ارسال کردید، مایل باشند که از شما خرید کنند.
از طرفی مشتریان فعلی شما که قبلاً از شما خرید کرده‌اند هم باید اخباری را از شما دریافت کنند. کسی که از شما خرید کرده‌است یعنی حس اعتماد به شما را داشته است و بنابراین خیلی راحت‌تر و ساده‌تر می‌تواند مجدداً از شما خرید کند.
لذا خیلی واجب است که اجازه ندهید که از ذهن مشتری فراموش شوید. شما باید با برقراری ارتباط با مشتریان قبلی خود، مدام اسم خود و اخبار مربوط به کار خود را به آن‌ها یادآوری کنید. چنین کاری باعث می‌شود که در ذهن مشتری تثبیت شوید و در فرآیند تصمیم گیری برای خرید، در ذهن او جای داشته باشید.
خوب است که بر اساس علائق گیرندگان، مشتریان را دسته بندی و تقسیم‌بندی کنید. تقسیم بندی مشتریان به این معناست که هر کسی ایمیل‌هایی را دریافت کند که متناسب‌تر با علائق اوست.
سیستم ایمیل مارکتینگ موجود نظیر میل‌چیمپ، آی‌کانتکت، میلرلایت و … گزارش‌های دقیقی را در مورد اینکه گیرندگان ایمیل چه لینک‌هایی را باز کرده‌اند را به شما می‌دهند که با استفاده از آن می‌توانید به دسته بندی مشتریان بپردازید.

۳) ایمیل های کمپینی

 دسته‌ی دیگری از ایمیل‌ها به صورت یک کمپین تبلیغاتی اجرا می‌شوند.
خیلی از اوقات شما باید با توجه به مناسبت‌ها و رخدادها، پیشنهادهای ویژه‌ای را به کاربران بدهید تا بتوانند محصولات و خدمات شما را با تخفیف خریداری کنند.
برای مثال ایام مناسب برای یک گل‌فروشی آنلاین عبارت است: روز پدر، روز مادر، ولنتاین و ….. در این زمان‌ها مشتریان آماده‌ی پذیرش خرید هستند و شما می‌توانید با ارسال ایمیل و دادن تخفیف ویژه، فروش بالایی را داشته باشید.
ویژگی اصلی ایمیل‌های دسته ۳ و تفاوت آن‌ها با ایمیل‌های دسته‌ی ۱ این است که در این ایمیل‌ها شما بر اساس مناسبت خاصی و با تخفیف، اقدام به فروش می‌کنید.
این ایمیل ها شانس بالایی دارند تا کسانی را که هنوز مشتری شما نشده‌اند را تبدیل به مشتری کنند و بنابراین شما این فرصت را دارید که پس از خرید این افراد، خدمات خوبی به آن‌ها ارائه کنید تا نسبت به مجموعه‌ی شما حس خوبی پیدا کنند و تبدیل به یک مشتری وفادار و دائم برای شما شوند.

ایمیل مارکتینگ چی نیست؟ «نبودن‌ها»

در بخش قبلی مقاله در مورد این صحبت کردیم که ایمیل مارکتینگ چیست . در این بخش می‌خواهیم به تعاریف غلطی که از ایمیل مارکتینگ وجود دارد بپردازیم.
در خیلی از وب سایت‌ها تبلیغاتی دیده می‌شود مبتنی بر «ارسال ایمیل تبلیغاتی» و یا «خرید بانک ایمیل». خیلی‌ها فکر می‌کنند که ایمیل مارکتینگ یعنی ارسال ایمیل به حجم زیادی از افراد و سپس افزایش فروش.
به خاطر دارم که یکی از دوستانم در سال ۹۲ به من گفت که ۳۰۰ هزار تومان بابت ارسال ایمیل تبلیغاتی هزینه کرده است و حتی ۵ هزار تومان هم برایش ارزش نداشته است.
نکته‌ی مهمی که باید توجه داشته باشید این است که خیلی از این ایمیل‌هایی که در «بانک ایمیل» خریداری شده ذکر شده‌اند، اصلاً وجود ندارند و یا توسط شخص اصلاً چک نمی‌شود.
بعضی اوقات سایت‌هایی که خدمت ارسال ایمیل تبلیغاتی را انجام می‌دهند، وعده‌هایی نظیر «تضمین صد در صدی واقعی بودن ایمیل‌ها» را هم عنوان می‌کنند.
بیایید فرض کنیم که این ادعا درست است و تمامی ایمیل‌هایی که به شما فروخته می‌شود، واقعی است و شما ایمیلی را به این آدرس‌ها ارسال می‌کنید. در این‌جا ذکر چند نکته لازم است:

الف) تعداد بسیار زیادی از این ایمیل‌ها اسپم می‌شوند.

اکثر کاربران از سرویس‌های ایمیل مطرح دنیا نظیر گوگل، یاهو، هات‌میل و … استفاده می‌کنند و این سرویس‌ها از الگوریتم‌های بسیار پیشرفته‌ای برای شناسایی ایمیل‌های اسپم استفاده می‌کنند.
این الگوریتم‌ها بسیار سختگیرانه طراحی شده‌اند و حتی در زمان‌هایی باعث می‌شوند که ایمیل‌هایی که با خواست مخاطب و به صورت انفرادی برای او ارسال شده‌است نیز به عنوان اسپم شناخته شود. چه برسد به زمانی که شما یک متن را به تعداد زیادی از افراد که هیچ‌یک از آن‌ها را نمی‌شناسید و تا به حال ایمیلی از شما دریافت نکرده‌اند، ارسال می‌کنید.
بنابراین زمانی که شما بدون شناخت این افراد به آن‌ها ایمیل ارسال می‌کنید، ایمیل شما در اسپم یا هرزنامه قرار می‌گیرد و اصلاً دیده نمی‌شود.

ب) مواجهه مخاطبان برای اولین بار با شما

حالا فرض کنیم که ایمیل شما به عنوان اسپم شناسایی نشده است و حتی مخاطب آن را باز کرده‌است و آن را دیده‌است.
با توجه به این که فرد اولین باری است که نام شما را می‌شنود و تا  به حال شخصاً خودش ایمیلش را در اختیار شما قرار نداده‌است، حس بد مزاحمت در او ایجاد می‌شود. این ایمیل بدون اجازه و بدون خواست وی برای او ارسال شده‌است و بنابراین حس بدی در ذهن او شکل می‌گیرد.
شما به عنوان یک شرکت متجاوز و حمله‌گر شناخته می‌شوید که تحت هر شرایطی فقط می‌خواهد که محصولات خود را بفروشد. این امر باعث می‌شود که تصویر ذهنی بدی در شکل مخاطب شکل بگیرد که حتی تصمیم وی را در زمان خرید حضوری تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال ایمیل به این صورت بیان‌گر حرفه‌ای نبودن شما و مجموعه‌ی شماست و نباید انتظار تأثیر مثبتی را از آن داشته باشید.

ادامه مطلب
%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa

تست سرعت لود شدن سایت و تجربه کاربر در تلفن های هوشمند

۲۳ فروردین ۱۳۹۶
|
0 نظرات
|

چرا افزایش سرعت سایت مهم هست؟

برخی از افراد فکر می‌کنند که با توجه به بهتر شدن سرعت اینترنت در ایران دیگر نیازی به افزایش سرعت سایت خود ندارند و نیازی نیست که کاری را برای آن انجام دهند.
این درست است که سرعت اینترنت نسبت به چند سال گذشته بالاتر رفته و امروزه شاهد سرعت اینترنت بالاتری هستیم، اما نکته‌ی مهمی که وجود دارد افزایش استفاده از تلفن های هوشمند برای وب گردی است.
امروز درصد زیادی از افراد صفحات وب را بر روی تلفن های هوشمند خود می‌بینند که نسبت به کامپیوترها توان پردازشی کمتری را دارند.
استفاده از موبایل به‌قدری رایج شده است که گوگل تصمیم گرفته است تا نحوه‌ی ذخیره سازی اطلاعات و جستجو روی آن‌ها را تغییر دهد. تا گذشته گوگل تنها یک ایندکس از صفحات وب را ذخیره می‌کرد اما در اکتبر ۲۰۱۶ اذعان کرد که طی ماه‌های آینده یک ایندکس جداگانه برای موبایل از هر صفحه ذخیره خواهد کرد.
این ایندکس، ایندکس اصلی و پیش‌فرض برای پاسخ‌گویی به نتایج جستجوی کاربران خواهد بود. یک ایندکس دیگر برای کامپیوترهای دسکتاپ ذخیره خواهد شد که مثل ایندکس موبایل آپدیت و به روز شده نخواهد بود.
بنابراین بسیار مهم است که سایت شما در موبایل و تلفن های هوشمند خیلی سریع بارگذاری شود و تجربه مناسبی را به کاربر عرضه کند.
سرعت پایین روی رنک سایت شما نیز تأثیر گذار خواهد بود و می‌تواند باعث شود که هزینه‌هایی که برای سئو کرده‌اید، از بین برود.

اگر می‌خواهید نکات بیش‌تری را درباره‌ی سرعت سایت و تأثیرات آن در رفتار کاربران ببینید، همین الان کتاب رایگان زیر را دانلود کنید و بخوانید.

تست سرعت لود شدن سایت برای تلفن‌های هوشمند

ابزارهای متعددی برای اندازه‌گیری سرعت سایت و زمان پاسخ‌گویی سایت وجود دارند.
یکی از این ابزارها، سایت gtmetrix می‌باشد که آدرس اینترنتی آن https://gtmetrix.com/ است.
نمایی از این سایت را در شکل زیر می‌بینید:

اگر به این سایت وارد شوید، نواری را می‌بینید که می‌توانید آدرس سایت خود را در آن وارد کنید تا یک تست سرعت سایت روی آن انجام شود.
پس از انجام تست سرعت لود شدن سایت، این ابزار گزارش های دقیقی را در مورد میزان سرعت سایت تان به شما می‌دهد. این که وضعیت کلی سرعت سایت شما چگونه است، چه عواملی باعث کاهش سرعت سایت شما شده اند. مدت زمان بارگذاری سرعت سایت شما چقدر است و ….
برای مثال می‌توانید نتیجه‌ی انجام تست سرعت سایت را روی سایت ما در تصویر زیر مشاهده کنید
 
در کنار این نتایج، وب سایت Gtmetrix راه‌حل‌هایی هم برای افزایش سرعت سایت به شما پیشنهاد می‌دهد. البته بعضی از این راه‌حل‌ها یک مقدار تخصصی بوده و نیازمند دانش پایه‌ای در حوزه‌ی برنامه‌نویسی می‌باشند. اگر شما سایت خود را با استفاده از این ابزار تست کردید و سرعت مناسبی نداشتید، طبیعی است که بخواهید نسبت به رفع مشکلات سرعت سایت خود اقدام کنید. اگر با مفاهیم معرفی شده آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم که آموزش زیر را ببیند.
ما در این آموزش به صورت تصویری و قدم به قدم به توضیح مفاهیم پرداخته و سپس راه‌حل ها را بر روی یک سایت نمونه آزمایش کرده و نشان می‌دهیم که چگونه می‌توانید آن‌ها را پیاده‌سازی کنید و چگونه مطمئن شوید که پیاده‌سازی شما به صورت درست بوده است.
اطلاعات بیش‌تر در مورد این آموزش را در لینک زیر می‌توانید ببینید:
افزایش سرعت سایت های وردپرسی

و اما چند نکته‌ی مهم که خیلی‌ها نمی‌دانند

سایت GTMetrix تست سرعت سایت را با تمام پهنای باند موجود در سرورهایش انجام خواهد داد. با توجه به این که سرورهای این سایت در خارج از کشور وجود دارند (به طور عمده کانادا و آمریکا) و پهنای باند سرورهای خارجی بسیار بالاتر از پهنای باند سرورهای داخلی است، بنابراین نباید انتظار داشته باشید که این گزارش دقیقاً به شما بگوید که کاربران پس از بازدید از سایت شما چه سرعتی را تجربه خواهند کرد.
در ادامه‌ی این مقاله قصد داریم به شما آموزش دهیم که چطور می‌توانید یک تست واقعی‌تر را برای کاربران موبایل سایت خود انجام دهید.
در قدم اول نیاز است که در سایت gtmetrix یک حساب کاربری بسازید. برای این کار کافی است که در نوار بالای صفحه روی گزینه‌ی sign up کلیک کنید و اطلاعات خود را وارد کنید.
 
پس از ثبت نام و ایجاد حساب کاربری وارد صفحه‌ی زیر می‌شوید:
 
در سطر اول و در سومین باکس عبارت with نوشته شده است. شما می‌توانید تست سرعت سایت خود را با توجه به یکی از ۵ گزینه‌ی زیر انجام دهید:

Cable (5/1 Mbps, 30ms)
DSL (1.5 Mbps/384 Kbps, 50ms)
۳G Mobile […]

ادامه مطلب
افزایش سرعت فروشگاه اینترنتی مجنتو - لرن مارکتینگ

افزایش سرعت فروشگاه اینترنتی مجنتو

کمی درباره‌ی مجنتو

مجنتو یکی از برنامه‌های آماده برای راه‌اندازی فروشگاه های اینترنتی می‌باشد که در حدود ۲۵۰ هزار فروشگاه آنلاین در سراسر دنیا با استفاده از این برنامه راه‌اندازی شده‌اند.
فروشگاه ساز مجنتو این امکان را به شما می‌دهد که بدون داشتن دانش فنی و برنامه نویسی، یک فروشگاه اینترنتی برای خودتان داشته باشید تا بتوانید علاوه بر فروش حضوری، از طریق فروش اینترنتی نیز کسب درآمد کنید.
تمامی نیازهایی که یک فروشگاه اینترنتی باید داشته باشد در مجنتو پیاده‌سازی شده‌است و شما با استفاده از آن می‌توانید یک فروشگاه کامل اینترنتی را داشته باشید. به علاوه پلاگین‌ها (افزونه‌های) زیادی برای مجنتو پیاده‌سازی شده‌اند که می‌توان آن‌ها را روی مجنتو نصب کرد و به این ترتیب قابلیت‌های آن را افزایش داد.
برای آشنایی بیش‌تر با مجنتو می‌توانید به وب‌سایت آن واقع در آدرس اینترنتی https://magento.com/ مراجعه کنید.
در این مقاله قصد داریم که راه‌هایی را برای افزایش سرعت سایت، به کسانی که از فروشگاه ساز مجنتو استفاده کرده‌اند، معرفی کنیم.

چرا اصلاً سرعت فروشگاه اینترنتی مهم هست؟

قبل از شروع توضیحات ابتدا می‌خواهم به شما بگویم که چرا سرعت یک فروشگاه اینترنتی مهم است.
به صورت ساده اگر بخواهیم بگوییم سرعت پایین‌تر برابر است با فروش کمتر. هر چقدر سایت فروشگاه اینترنتی شما کندتر باشد، فروش کمتری خواهید داشت و در نتیجه درآمد و سود کمتری نیز خواهید داشت.
اگر می‌خواهید کلیه‌ی عوامل مؤثر در این رابطه را بدانید همین الان کتاب رایگان زیر را دانلود کنید:

چطور سرعت فروشگاه اینترنتی خود را اندازه‌گیری کنید؟

ابزارهای متعددی برای اندازه‌گیری سرعت سایت وجود دارند. یکی از این ابزارها وب سایت gtmetrix می‌باشد که آدرس اینترنتی آن https://gtmetrix.com/ است. نمایی از این سایت را در شکل زیر می‌بینید:

با ورود به این سایت نمای بالا را مشاهده می‌کنید. در نوار نمایش داده شده آدرس فروشگاه اینترنتی خود را وارد نمایید و بر روی دکمه‌‌ی analys کلیک کنید تا سایت شما مورد بررسی قرار گیرد.
این سایت گزارش های دقیقی را در مورد میزان سرعت سایت تان به شما می‌دهد. این که وضعیت کلی سرعت سایت شما چگونه است. چه عواملی باعث کاهش سرعت سایت شما شده اند. مدت زمان بارگذاری سرعت سایت شما چقدر است و ….
برای مثال می‌توانید نتیجه‌ی انجام تست سرعت سایت را روی سایت ما در تصویر زیر مشاهده کنید

در کنار این نتایج، وب سایت Gtmetrix راه‌حل‌هایی هم برای افزایش سرعت سایت به شما پیشنهاد می‌دهد. البته بعضی از این راه‌حل‌ها یک مقدار تخصصی بوده و نیازمند دانش پایه‌ای در حوزه‌ی برنامه‌نویسی می‌باشند. اگر شما سایت خود را با استفاده از این ابزار تست کردید و سرعت مناسبی نداشتید، طبیعی است که بخواهید نسبت به رفع مشکلات سرعت سایت خود اقدام کنید. اگر با مفاهیم معرفی شده آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم که آموزش زیر را ببیند.
ما در این آموزش به صورت تصویری و قدم به قدم به توضیح مفاهیم پرداخته و سپس راه‌حل ها را بر روی یک سایت نمونه آزمایش کرده و نشان می‌دهیم که چگونه می‌توانید آن‌ها را پیاده‌سازی کنید و چگونه مطمئن شوید که پیاده‌سازی شما به صورت درست بوده است.
اطلاعات بیش‌تر در مورد این آموزش را در ‌اینجا می‌توانید ببینید

راهکار افزایش سرعت فروشگاه اینترنتی مجنتو

سایت GTMetrix افزونه‌ای را برای مجنتو طراحی و پیاده‌سازی کرده است که ۴ وظیفه‌ی اصلی برای افزایش سرعت را انجام می‌دهد. این وظایف عبارت‌اند از:
۱. مینیفای کردن فایل‌های سی اس اس و جاواسکریپت برای کاهش حجم انتقال اطلاعات بین هاست و رایانه کاربر به منظور کاهش حجم دانلود و افزایش سرعت سایت
۲. ادغام فایل‌های سی اس اس و جاواسکریپت برای کاهش تعداد درخواست های سایت
۳. پیاده‌سازی هدرها برای مکانیزم های ذخیره سازی کش (cache) و افزایش سرعت سایت
۴. بهینه سازی تصاویر برای افزایش سرعت سایت
نکته‌ی مهم: قبل از شروع کار حتماً از کلیه تصاویر، و فایل‌های پوسته و جاواسکریپت خود یک نسخه‌ی بک آپ (پشتیبان تهیه کنید). این افزونه تغییرات زیادی را روی این فایل‌ها انجام می‌دهد و بنابراین ممکن است که به فایل‌های اصلی لطمه وارد شود. قبل از شروع عملیات نصب و فعال سازی افزونه، حتماً نسبت به بک آپ گیری از فایل‌های خود اقدام کنید.

مقالات مشابه:

ادامه مطلب
شرکتتان چه شیوه نگارشی ای دارد

شرکتتان چه «شیوه‌ی نگارش» ای دارد؟ از این راه به آن پی ببرید بخش دوم –

بخش قبلی این مقاله را تحت عنوان “شرکتتان چه «شیوه‌ی نگارش»ـی دارد؟ از این راه به آن پی ببرید.بخش-اول” خواندیم. حال به قسمت دوم این مقاله میپردازیم

یادداشت کنید.

تقریباً می‌خواستم بگویم «یک راهنما برای سبک خاص خود درست کنید» ولی ترسیدم که آن دسته از مخاطبانی که فکر می‌کنند چنین اندیشه‌ای متکلّفانه خواهد بود، مخصوصاً برای کسب و کارهای درحال رشد و درهم‌برهم، را از دست دهم. اما فکر می‌کنم چنین چیزی برای کارآفرینان حائز اهمیت باشد. اغلب اوقات شیوه‌ی نگارشی برند یک سازمان، ریشه در شخصیت و ارزش‌های بنیان‌گذار آن دارد. خیلی هم خوب، ولی هنگامی که شرکت رشد می‌کند و تیم بازاریابی شروع به نوشتن ایمیل‌هایی می‌کند که قبلاً بنیان‌گذار خودش آن‌ها را می‌نوشت چه؟ اینجاست که از یادداشت این مسائل خوشحال خواهید شد.
پس چه چیزی در این راهنما قرار خواهد گرفت؟ با برخی اطلاعات پایه‌ای که در بالا آوردم شروع کنید و بعد خودتان نکاتی را اضافه کنید. یک فایل ساده‌ی Google Doc برای این کار کافی است چرا که دسترسی به آن آسان است و درصورت لزوم می‌توان آن را به‌روزرسانی کرد.
یک سری مسائل مهم دیگر را نیز در پایین آورده‌ام:

ضمیرها:

شرکت‌ها معمولاً از ضمیرها استفاده‌ی متنقاضی دارند. در یک جا از ضمیر اول شخص (ما) استفاده می‌کنند و در جمله‌ای دیگر از ضمیر سوم شخص (شرکت فلان). ضمیر اول شخص معمولاً گرم‌تر است و نوعی حالت خوش‌آمدگویانه به وجود می‌آورد درحالی که ضمیر سوم شخص احساسی بی‌طرفانه و پدرمآبانه‌ای در بر دارد. با توجه به شیوه‌ی نگارشی برندتان یکی از این دو را انتخاب کنید و به آن بچسبید. این مطلب درخصوص مخاطبانتان هم صادق است: همیشه یا بگوئید «شما» یا بگوئید «مشتریان».

زبان فنی:

قبلاًها درمورد زبان فنی و زبان داخلی سرسخت بودم. در این حد که استفاده از آن را قدغن می‌کردم. اما اخیراً دوباره به این قانون فکر کردم، چرا که زبان فنی گاهی اوقات شامل عبارت‌های مخصوصی می‌شود که برای نشان دادن یک قالب ذهنی مشترک یا برای انتقال عمق دانش، ضروری هستند. تعیین کنید شرکتتان کدام عبارت‌ها و اصطلاحات حرفه‌ای را می‌پذیرد و کدام‌ها را نه. مهم‌تر از همه، و این درمورد هرچیزی که می‌نویسید صادق است، اطمینان حاصل کنید تنها از عبارت‌هایی استفاده کنید که به جای ابهام، شفافیت در بر داشته باشند.

یکم ریزه‌کاری بد نیست:

از شیوه‌ی نگارشی‌تان فقط در بدیهی‌ترین جاها مثل صفحه اصلی سایت یا صفحه فیسبوک‌تان استفاده نکنید. کلاس کار را بالاتر ببرید. به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از شیوه‌ی نگارشی خود در جاهای غیرمنتظره‌ای چون صفحه‌ی ۴۰۴، تاییدیه‌ی ایمیل و یا صفحه‌ی تشکر خود استفاده‌ی سودمند ببرید.

و در عمل اینگونه است…

خب این همه حرف از شیوه‌ی نگارشی زدیم که بگوش معرکه می‌آید، صحیح؟ اما در عمل چطور تاثیرگذار است؟ آیا کلماتی که استفاده می‌کنید واقعاً می‌توانند در برندسازی به شما کمک کنند؟
Freaker USA شرکتی است که در کار ساخت و فروش عایق‌های نوشیدنی همه‌اندازه می‌باشد. عایق نوشیدنی یک بخش نسبتاً مبتذل است. اما Freaker USA از دیگران متمایز شده است که بخشی از این امر به دلیل لحن نگارشی این شرکت و استفاده‌ی فراوانی که از آن می‌شود است.
این شرکت خود را در صفحه‌ی «درباره‌ی ما» اینگونه توصیف می‌کند:
«Freaker […]

ادامه مطلب
شرکتتان چه شیوه نگارشی ای دارد

شرکتتان چه «شیوه‌ی نگارش»ـی دارد؟ از این راه به آن پی ببرید.بخش-اول

یکی از بزرگترین اشتباهات برندسازی شرکت‌ها این است که زیاد به لحن نگارش‌شان اهمیت نمی‌دهند.
«شیوه‌ی نگارش» یکی از مفاهیمی است که شاید بیشتر مناسب دنیای ادبی باشد تا دنیای کسب و کار. در ادبیات، منظور از شیوه‌ی نگارش این است که یک نویسنده چگونه خود را در نوشته‌اش ابراز می‌کند. در بازاریابی نیز لحن نگارش می‌تواند عامل متمایزکننده‌ی بسیار مهمی باشد.
شرکت‌ها وقت زیادی را صرف طراحی لوگو، انتخاب رنگ و دیگر چیزهایی می‌کنند که می‌پندارند «برندسازی» تلقی می‌شود. چیزهایی چون ظاهر و حس و حال سایت. اما تعداد کمی وقت خود را صرف درنظر گرفتن مزایای داشتن یک شیوه‌ی نگارشی منحصر به فرد می‌کنند. این را در نظر بگیرید: آیا درصورت پوشاندن لوگوی سایتتان خاص خواهید بود؟ یا مثل بقیه به نظر می‌آیید (مثلاً رقیب‌هایتان)؟

لحن نگارشی به این معنی نیست که چه می‌گویید بلکه چگونه گفتن است که اهمیت دارد و مهم تاثیری است که برند بر روی مشتریانتان می‌گذارد. لحن نگارش، اگر به درستی بار آمده باشد، می‌تواند همچون یک ماده‌ی سرّی در دستور غذای مخصوصتان باشد.

مشخص کنید چه چیزی شما را شما می‌کند.

بازاریابان به این کار می‌گویند «ابلاغ موقعیت برند» یا «صورت وضعیت ماموریت.»
اسم این کار را هرچه که می‌خواهید بگذارید. هدف از این کار این است که مشخص کنید چه کسی هستید. همانطور که دکتر سئوس می‌گفت: «امروز تو توئی و این از حقیقت هم حقیقی تره. هیچ فرد زنده‌ای نیست که از تو توتَر باشه.» دکتر سئوس این حرف‌ها را درمورد بازاریابی نزده بود ولی اگر زده بود هم پر بیراه نگفته بود.
این سوالات کلیدی را از خود بپرسید:

«چه چیزی درباره‌ی کسب و کارتان منحصر به فرد است؟»
«چه چیز مخصوصی درمورد محصولاتتان وجود دارد؟»
«چه چیز مخصوصی در نوع انجام کسب و کارتان وجود دارد؟»
«فرهنگ شرکتتان چگونه است؟ (مقرراتی هستید یا بازیگوش؟)»
«کارمندانتان زمان استراحتشان چگونه سپری می‌شود؟ (با هم پینگ پنگ بازی می‌کنید یا جلسات صبحگاهی یوگا دارید؟)»
«می‌خواهید مشتری و جامعه چه نگاهی به شما داشته باشند؟ (در مشورت دادن شخص کاربلدی هستید یا در تجربه‌های عملی؟)»
این روش به شما کمک می‌کند تا کلیدواژه‌هایی که شما را به بهترین نحو توصیف می‌کنند را بیابید. اما به کلمات معمولی نچسبید.
اندرو بردنکمپ، بنیان‌گذار و رئیس هیئت مدیره‌ی Acrolinx، یک پلتفرم نرم‌افزاری که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا شیوه‌ی نگارشی‌شان را صیقل دهند، می‌گوید:
«تو این تله نیفتین که عامل‌های پیش‌پاافتاده و نامتمایزگری مثل «دوستانه»، «صادق»، «قابل اتکا» و چیزهای دیگه رو به عنوان ارزش‌های برندتون انتخاب کنید. این چیزها رو که بگید مشتری به طعنه می‌گه نه بابا! راست می‌گی؟ یا حداقل این موردها چیزایی هستن که همه از یک شرکت انتظارشو دارن. شاید این چیزها برای خدماتتون مهم باشند ولی بهتون کمکی نمی‌کنن که یه لحن خاص برای خودتون درست کنید.»
همچنین هوشمندانه است که از کلماتی جاافتاده و کلیشه‌ای چون «پیشرفته»، «غیرمنفعل» و یا «انقلابی» اجتناب کنید. بردنکمپ می‌گوید:
«اگه می‌خواید با بقیه فرق داشته باشید استفاده از این کلمات از همون اول کارتونو خراب می‌کنه.»
درعوض از عبارت‌های توصیفی‌تری استفاده کنید که دقیقاً نمایان می‌کنند چه کسی هستید و دوست دارید چگونه درنظر گرفته شوید.

این کلمات را تبدیل به یک مدل کنید.

ویژگی‌های انتزاعی به تنهایی تاثیر خاصی ندارند پس باید جزئیاتی در گوشه و کنار آن‌ها خلق کرده و آن‌ها را واقعی و قابل استفاده کنید.
برای نمونه اگر یکی از ارزش‌های برندتان «خلاق بودن» باشد، از گفتن این حرف دقیقاً چه منظوری دارید؟ چه وقت و چگونه خلاقید؟ خلاقیتتان چگونه به مشتری ها کمک می‌کند؟ یا اگر یکی از ارزش‌های برندتان «نامعمول بودن» باشد، منظورتان دقیقاً چیست؟ چگونه نامعمولید و چگونه این عجیب بودن برای مشتریان سودمند است؟ آیا مشکلات را به طور متفاوتی حل می‌کنید؟ آیا سبک و سیاقی دارید که نمونه‌ی آرمان‌خواهی در جهان واقعی است؟
این کلمات را با چندین جمله یا یک داستان بسط دهید.
این مقاله ادامه دارد…
منبع:  entrepreneur
&nbsp […]

ادامه مطلب
branding-strategy-e1480456552672

چگونه برند خود را به نحو صحیح بسازید

۱۱ اسفند ۱۳۹۵
|
0 نظرات
|

«تاکستان‌های آنتی» (Unti) نام یک بوتیک شراب‌سازی خانوادگی است که در دره‌ی سونوما واقع می‌باشد و صاحب و مدیران این بوتیک جورج آنتی، همسرش، لیندا و پسرشان میک می‌باشند. آنتی بسیار موفق بوده است چرا که خانواده راهی را پیدا کردند که علاوه بر دوست داشتنش، آن‌ها را از رقبایشان متمایز می‌کرد: فروش شراب‌های تک‌ِطَعمه‌ی ایتالیا و رون فرانسه. آن‌ها سپس برند و شهرت خود را براساس یک محصول عالی ساختند.
حالا سوال اینجاست که این افراد چگونه اینقدر در کسب و کار زرنگ از آب درآمدند؟ چیزی که مشخص است این است که آن‌ها یک روزه تصمیم به تبدیل شدن به کارآفرینان شراب نشدند. والدین جورج کشاورز بودند و خود او نیز سابقه‌ای ۴۰ ساله به عنوان مدیر Safeway در کارنامه داشت. میک نیز قبل از تاسیس شراب‌سازی به همراه پدرش سال‌های زیادی را در کسب و کار شراب گذرانده بود. لیندا نیز با اینکه آنچنان درگیر کسب و کار نیست ولی او هم یکی از مدیران ارتباطات اسبق Visa و National Semiconductor بوده است.
این افراد قبل از اینکه قدم به چنین راهی بگذارند، ابتدا حسابی در کسب و کار خبره شده بودند. در وهله‌ی اول آن‌ها حرفه‌های موفقی برای خود داشتند و با یادگیری چگونگی مدیریت کردن و شکل انجام کسب و کار تجربه‌های ارزشمندی به دست آوردند. سپس کسب و کار خود را راه‌اندازی کردند و درنهایت محصولات عالی‌ای تولید کردند که مورد پسند مشتریان بود. حالا آن‌ها یک کسب و کار و برند موفق دارند. و اوضاع معمولاً همین گونه است.
اما امروزه افراد زیادی هستند که فکر می‌کنند برند کردن خودشان به طور شخصی، راه ساخت یک کسب و کار است. اما این امر ذره‌ای به حقیقت نزدیک نیست! اینکه بگوئیم تب و تاب برندسازی شخصی فقط اندکی ازکنترل خارج شده به راستی کتمان حقیقت است. این موضوع دیگر تنها مربوط به «نسل من»[۱] نمی‌شود، بلکه محتوای تولیدشده توسط کاربر پدیده‌ای است که تمامی مرزها و آمار جمعیت‌شناسی را درمی‌نوردد.
روزانه میلیون‌ها نفر برای ترفیع خود، ساخت برند و رشد دادن شبکه‌هایشان پست‌های آنلاین می‌گذارند. آن‌ها بر این باورند که این فعالیت به نوعی برای کسب و کار و حرفه‌شان سودمند است. برای بسیاری نیز این کار خود کسب و کار و حرفه‌شان می‌باشد.
اما برای کسانی که این کار را مبدل به کسب و کار خود کرده‌اند این پرسش وجود دارد که آیا این یک کسب و کار کارآمد است یا خیر؟ آیا یک حرفه‌ی واقعی است که موجب خرسندی‌تان شده و قادر به پرداخت قبض‌هایتان هست یا خیر؟ می‌دانم که فکر می‌کنید جواب مثبت است. می‌دانم که جماعت حاضر در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند که اینگونه است. ولی آیا واقعاً هست؟
پست گذاشتن آنلاین مثل این می‌ماند که آدم به ساحل برود و یک سطل یخ داخل اقیانوس بریزد. در ابتدا انسان قادر به دیدن موج برداشتن آب است. حتی اگر دستتان را داخل آب بگذارید شاید احساس کنید که آب کمی سردتر است. ولی چند ثانیه که بگذرد مثل این می‌ماند که هیچ اتفاقی نیفتاده است. البته که برخی تاثیرات کوتاه‌مدت موضعی به وجود آمدند اما آیا واقعاً تفاوتی ایجاد شد؟ نخیر.
شبکه‌ی اجتماعی نیز به همین شکل است. شما احتمالاً دایره‌ی کوچکی از فالوئرهایی دارید که آنقدر بی‌انضباط یا بیکارند که نمی‌توانند جلوی کشش اعتیادآور سیستم‌های عصبی و هم‌نوایی فرهنگی‌شان را بگیرند. این‌ها تاثیرشان روی کسب و کار اندک است و در نتیجه توجه‌شان چندان ارزشی ندارد. آن دسته از افرادی که می‌خواهید بهشان دست پیدا کنید، آن‌هایی که خواستار تاثیرگذاشتن رویشان هستید، یعنی مشتریان بالقوه و مدیران استخدام‌کننده، نیز درچنان هیاهویی گم شده‌اند که قادر به تمیز دادن شما نخواهند بود. به علاوه آن‌ها بیش از حد سرگرم کار کردن و پول درآوردن در دنیای واقعی هستند.
در بین ابزارهای ارتباطی، رسانه‌ی اجتماعی به طرز وحشتناکی ناکارآمد است. کمی فکر کنید. وقتی با افراد به صورت رو در رو صحبت می‌کنید، فرصت درگیر شدن با آنان را دارید. البته آنچنان آش دهن سوزی هم نیست. افراد افکار زیادی در سر دارند و صحبت‌های شما ممکن است نه برایشان جالب باشد و نه چندان برایشان در اولویت باشد. اما حداقل قادر خواهید بود تا یک ارتباط واقعی برقرار کنید. احتمال اینکه همه‌ی آن توئیت‌ها، به‌روزرسانی‌های وضعیتی، پست‌ها، ایمیل‌ها، ویدئو، نظرها و پیام‌ها بتوانند یک ارتباط واقعی برقرار کنند به همان اندازه است که شخصی در توکیو بتواند تاثیر موج‌های تکه یخ‌های شما در کالیفرنیا را حس کند.
اشتباه برداشت نکنید، رسانه‌ی اجتماعی بدون غایت نیست مخصوصاً برای حرفه‌های خاص. اگر یک شخص مشهور یا عضوی از رسانه باشید توئیتر و فیسبوک برایتان قطعاً اهمیت خواهند داشت. اگر استخدام‌کننده باشید LinkedIn هم مهم خواهد بود. و همه‌ی ما باید در آنجا پروفایلی داشته باشیم. LinkedIn کم و بیش رزومه‌ی شما محسوب می‌شود. اما برای عده‌ی کثیری وقت گذاشتن روی وبلاگ‌نویسی، توئیت دادن و پست گذاشتن در آن سایت‌ها حاصل چندانی ندارد. مطمئناً با انجام این موارد کمی گرد و خاک به پا می‌کنید ولی هیچ‌کدام هیچ فرصت واقعی یا کسب و کاری برایتان به وجود نمی‌آورد.
حالا اجازه دهید یک سوال ساده بپرسم: اگر شبکه‌های اجتماعی تا این حد یک ابزار کسب و کار قوی است پس چرا بیشتر شرکت‌های موفق و مدیرعاملانشان از آن‌ها استفاده نمی‌کنند؟ بر طبق یک تحقیق مشترک بین CEO.com و Domo در سال ۲۰۱۳، بخش اعظم مدیران ارشدِ فورچون جهانی ۵۰۰ (Fortune 500) به هیچ عنوان در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارند. سوال اینجاست که چرا مدیران ارشد تا این حد با شبکه‌های اجتماعی قطع رابطه کرده‌اند؟
اول از همه این که چندان تاثیری بر کسب و کار ندارد. با این حرف به مقدسات توهین کردم، می‌دانم. درمورد رسانه‌ی اجتماعی کفر گفتم. اما تمام چیزهایی که خوانده‌ام که با حرف من مخالفت دارد هیچ‌کدام معتبر و قاطع نیستند. برخلاف جوّ غالب محبوب در شبکه‌های اجتماعی، زیادی هواداران و دیده‌شدن صفحات به معنای بازگشت سرمایه نیست. این ریسک شاید برای شرکت‌های منفعت‌جویی که اقدام به انجام تحقیقات خاص می‌کنند و بازاریان شبکه‌های اجتماعی‌ای که همه‌جور پست و توئیت نامربوط به موضوع می‌گذارند مناسب باشد ولی برای مدیرانی که روزانه تصمیمات مهمی درخصوص کسب و کارشان می‌گیرند مفید نیست.
دلیل بسیار خوب دیگری نیز وجود دارد که توضیح می‌دهد چرا مدیران وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی تلف نمی‌کنند: آن‌ها وقت کافی برای تلف کردن ندارند. آن‌ها وقت برای هیچ‌چیز جز آنچه که مهم است ندارند. ساعات کار هفتگی برخی کارآفرینان شبکه‌های اجتماعی که در پیژامه‌ی خود وبلاگ‌نویسی کرده و خود را مدیرعامل می‌نامند شاید تنها ۴ ساعت باشد، اما مدیرعاملان واقعی باید بین اضافه کردن به برنامه‌ کار هفتگی ۸۰ ساعته‌شان و وقت گذراندن با خانواده شان یکی را انتخاب کنند.
همینجا بگویم که حرف من این نیست که شرکت‌ها نباید روی رسانه‌ی اجتماعی به عنوان بخشی از ارتباطات کلی و استراتژی حمایت از مشتری خود سرمایه‌گذاری کنند. البته که باید بکنند. همچنین نمی‌گویم که شرکت‌ها با قابل‌دسترس کردن برخی مدیران در رسانه و ترفیع آنان به رهبران فکری سود نمی‌برند. ولی در اینجا نیز شبکه‌ی اجتماعی فقط نوع دیگری از روابط عمومی یا کانال حمایت از فروش است.
اگر برندسازی شخصی، حضور در شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا و تمام چیزهای دیگری که این موارد به همراه دارند بخش بزرگی از زندگیتان هستند و اگر فکر می‌کنید که می‌تواند بر روی این شالوده صاحب یک جور شغل کارآفرینی شوید، پس هرچه زودتر بفهمید که چیزی جز یک خانه‌ی پوشالی نمی‌سازید بهتر است. این کار شما را از اینکه برای خود تبدیل به کسی شوید باز می‌دارد.
تا وقتی که یک کسب و کار واقعی یا استارت‌آپی که یک محصول واقعی تولید می‌کند ندارید، خود را یک کارآفرین یا مدیرعامل ننامید. هرچه نباشد، شهرت شما که به خاطر یک لقب، نام توئیتر، حساب LinkedIn و یا یک مشت پست وبلاگ نیست. شهرت را اعمال به وجود می‌آورند نه کلمات. شهرت را تجربه، توانایی، مسئولیت‌پذیری و اعتبار به وجود می‌آورند. شهرت را هوش اقتصادی و تصمیم‌گیری خردمندانه به وجود می‌آورند. شهرت را ساخت و فروش محصولات معرکه‌ای که مشتریان دوستش دارند به وجود می‌آورد.
دیگر وقتش است که به دنیای بزرگسالان قدم بگذارید و وارد دنیای واقعی شوید. جایی که مشتریان، شغل‌ها و فرصت‌ها وجود دارند. در آنجاست که محبوبِ واقعی خود را پیدا می‌کنید. یعنی کاری که عاشق انجام دادنش هستید و بهتر از هرکس دیگری آن را انجام می‌دهید. در آنجاست که می‌توانید برای خود اسم و رسمی واقعی دست و پا کنید. در آنجاست که شهرت واقعی خود را خواهید ساخت.ندس

 نسل من (Me Generation): نسل افراد به دنیا آمده بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴ در آمریکا.

منبع:entrepreneur

ادامه مطلب
145a8de

برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌های شرکت؟

سوال: برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟
جواب: هیچ‌کدام.
برند سازی در ذهن مشتری شروع می‌شود. هرچه نباشد، ذهن مشتری جایی است که مشخص می‌شود برندتان می‌میرد یا زنده می‌ماند.
باید به ذهن مشتریانتان نگاه کنید و از خود بپرسید: ما نماینده‌ی چه چیزی هستیم؟ آیا بخشی ایجاد کرده‌ایم؟ آیا در بخشی نفر اول هستیم؟ آیا یک برند درجه ۲ هستیم؟ آیا یکی از نفرات آخر هستیم؟
به خاطر داشته باشید که بیشتر برندهای موفق آن‌هایی هستند که بخش‌های جدیدی به وجود آورده، برند خود را در ذهن مشتریان جای داده و بر آن بخش سلطه دارند. در بخش جستجو، گوگل نفر اول است. در بخش نوشابه‌ها، کوکاکولا و در بخش خدمات ماشین شخصی نیز اوبر جایگاه نخست را دارد.
در خصوص ارزش‌ها می‌توان گفت که بعله گوگل هیچ گناه شیطانی‌ای مرتکب نشده ولی این دلیل آن نیست که گوگل اکنون ارزشمندترین شرکت دنیا است. سلطه بر بخش جستجو دلیلش است. هنگامی که دیگران جستجو را تنها جزء کوچکی از یک درگاه می‌دیدند، این گوگل بود که تمرکزش را روی این بخش گذاشت.

ولی اگر می‌خواهید گوگل بعدی باشید اولین چیزی که به باید به آن فکر کنید ارزش‌ها نیست. ذهن است. چگونه می‌توانیم روی چیزی تمرکز کنیم که می‌توانیم در ذهن افراد صاحبش باشیم؟ چطور می‌توانیم آن بخش یا دسته را مهم کنیم؟
هدف برنامه‌ی برند سازیتان باید این باشد که در بخش خود سردمدار باشید. ولی اگر کس دیگری قبل از شما به این رتبه رسیده باشد چه؟ در آن صورت باید یک شماره دوی قوی باشید. انجام این مهم چگونه است؟ باید متضاد نفر اول باشید.
برای مثال، رد بول اولین برند انرژی بود و به سرعت تبدیل به پیشتاز بازار شد. بیش از هزار برند نوشیدنی انرژی‌زا در بازار آمریکایی وجود داشت. تقریباً همه‌ی آن‌ها نیز در قوطی‌های ۳/۸ اونسی معرفی می‌شدند که البته کار منطقی‌ای بود. قوطی‌های کوچک این توهم را به وجود می‎آوردند که محتوای داخلشان بسیار قدرتمند هستند. مثل یک لول دینامیت.
پس کدام برند تبدیل به نفر دوم در بخش نوشیدنی‌های انرژی‌زا شد؟ مانستر که اولین برندی بود که در قوطی‌های ۱۶ اونسی به بازار آمد. اینک رد بول ۴۵ درصد بازار نوشیدنی‌های انرژی‌زای داخلی را در اختیار دارد و سهم مانستر نیز ۳۷ درصد است.
بازاریابی باید قبل از طراحی و تولید محصول آغاز شود. قبل از اینکه یک شرکت در خصوص یک محصول یا نوع بسته‌بندیش تصمیم بگیرد باید با متخصصین بازاریابی‌ای مشورت کند که می‌توانند استراتژی مورد نیاز محصول را بچینند.
حالا کارآمدترین استراتژی بازاریابی کدام است؟ اینکه در یک بخش جدید نفر اول باشید. مشتریان، برای مثال، «چوبانی Chobani» را به عنوان اولین ماست چکیده می‌شناسند ولی عجیب اینجاست که چوبانی اولین نبود. «فیج Fage» اولین ماست چکیده بود. (چوبانی تازه نه سال بعد آمد.) با اینکه فیج اول آمده بود ولی تقریباً هیچ مشتری‌ای از این امر باخبر نبود زیرا بسته‌بندی‌های فیج روی کلمه‌ی «کُل» تمرکز داشت. (اشاره‌ای به میزان چربی موجود در ماست: چربیِ کُل.) بنابراین این به چوبانی اجازه داد تا تبدیل به اولین ماست چکیده‌ای شود که «توسط مشتریان شناخته شده بود.» بازار ماست چکیده اهمیت نگاه به ذهن مشتری را نشان می‌دهد.
اگر شرکتتان در آوردن یک محصول به بازار دیر عمل کرده باشد چه؟ و اگر از قبل دو برند قوی در بخش شما وجود داشته باشند چه؟ آن موقع باید چه کنید؟ دو انتخاب دارید:

یک بخش جدید راه‌اندازی کنید که بتوانید در آن نفر اول باشید.

«بهترین زمین Earth’s Best»، اولین غذای کودک اورگانیک؛ «افق Horizon»، اولین شیر اورگانیک؛ و «ابریشم Silk»، اولین شیر سویا، نمونه‌هایی از پیشتازان بخش‌های مختلف هستند. این بهترین انتخاب است ولی همیشه امکان‌پذیر نیست.

تمرکزتان را محدودتر کنید.

بی‌ام‌و تمرکز خود را به «رانندگی» محدود کرد و تبدیل به پرفروش‌ترین برند ماشین‌های لوکس در دنیا شد. سوبارو تمرکز خود را محدود به «وسیله‌ی چهارچرخ» کرد و از نظر افزایش سهم بازار تبدیل به موفق‌ترین برند اتوموبیل در بازار آمریکا شد. سوبارو حتی در سال ۲۰۱۵ با فاصله‌ی ۴۰ درصدی از فولکس‌واگن جلو زد.
در مجموع این که فرایند بازاریابی را با نگاه به ذهن مشتریانتان شروع کنید. سپس تصمیمات بازاریابی را با توجه به اینکه اکنون در کجای ذهن هستید و دوست دارید کجا باشید بگیرید. در بازار پیروز نمی‌شوید، بلکه در ذهن می‌شوید.
منبع:entrepreneur
&nbsp […]

ادامه مطلب
تاثیر-گذاری-بر-دیگران

۴ راهی که استارت‌آپ شما می‌تواند روی دیگران تاثیری پایدار بگذارد

این یک امر آشکار است که استارت‌آپ شما همانند فرزندتان است و وقتی نوبت به معرفی آن به دنیا می‌رسد طبیعتاً می‌خواهید که همه آن را همانند خودتان دوست بدارند.
اما تاثیر اولیه‌ی یک استارت‌آپ برخلاف تاثیر اولیه‌ای که کارآفرینان انفرادی روی دیگران می‌گذارند، چیزی بیشتر از یک دست دادن محکم، یک لباس شیک و یا یک لبخند صادقانه است.
می‌توان گفت که ترکیب وقایع و مکالمات مختلفی که در طی چندین ماه به طور هماهنگ رخ داده‌اند در این امر تاثیرگذارند.
در روزهای ابتدایی استارت‌آپتان، روی هر کسی که با آن برخورد دارید تاثیر می‌گذارید. چه می‌خواهد روزنامه‌نگار باشد، چه سرمایه‌گذار یا یک آدم با نفوذ در کار یا حتی پیک موتوری پیتزافروشی محل. هر فعل و انفعالی که دارید به نحوی معرف استارت‌آپتان است.
همینطور که وارد این مقطع حیاتی تاثیر اولیه می‌شوید به یاد داشته باشید که این چهار نکته‌ی زیر را انجام دهید:

هویتتان نمایان باشد.

 

اگر به سوی یک ملاقات یا یک مراسم رهسپارید هویتتان را فراموش نکنید. سرمایه‌گذاران کارآفرین و تصمیم‌گیرندگان اصلی آنقدر با افراد مختلف سر و کار دارند که بعد از مدتی همه‌ی افراد برایشان یکی می‌شوند. به همین خاطر مهم است که با کلمات، رفتار و مدل خاص خود از دیگران متمایز باشید.
اگر به وب سایت شرکت من سری بزنید بلافاصله متوجه خواهید شد که ما از غیرعادی بودن استقبال می‌کنیم و از همکاری با شرکت‌های یاغی لذت می‌بریم. ما نه تنها این حقیقت را به صورت نوشتار بیان کرده بلکه به صورت حضوری هم نشان می‌دهیم. ما اطمینان حاصل می‌کنیم که حرف‌ها، اعمال و ظواهرمان همگی به تاثیری که می‌خواهیم به آن برسیم کمک کنند. از لباس بتمنی که یکی از کارمندان بر تن دارد گرفته تا نشان دایناسوری که من بر روی کت چرمی‌ام سنجاق می‌کنم.

شخصی که با او صحبت می‌کنید را بالا ببرید.

 
اینکه شخصی فکر کند شما باهوش و جذاب هستید خوب است ولی اینکه او فکر کند شما فکر می‌کنید که او باهوش و جذاب است حتی بهتر است. همه‌ی ما کسی را می‌شناسیم که همیشه راهی پیدا می‌کند که کاری کند ما احساس خوبی راجع‌به خودمان داشته باشیم؛ این یک مهارت حیاتی برای کارآفرینان است.
یک راه خوب برای رسیدن به این مهم این است که علاقه‌ی خود را به دیگران نمایان کنید. نامشان را به خاطر بسپارید، درمورد پیشینه‌شان از آن‌ها سوال کنید و سرگرمی‌ها و علایقشان را پیدا کنید. انجام این کار یک روش صادقانه برای خلق ارتباط انسانی است که من باور دارم قوی‌ترین نوع تاثیر اولیه‌ایست که شما و شرکتتان می‌توانید روی دیگران بگذارید.

یادبگیرید از نقاط ضعفتان استفاده کنید.

 
ضعیف بودن از نظر استراتژیکی یک راه مسلم برای به وجود آوردن یک رابطه‌ی صادقانه است. حواستان باشد که گفتم «استراتژیک» چون پیشنهاد نمی‌کنم که تاریک‌ترین و عمیق‌ترین ترس‌ها و رازهایتان را با هرکسی در میان بگذارید. بلکه، آن مقدار اطلاعات در اختیار طرف مقابل بگذارید که نشان دهد که انسان شجاعی هستید که چندین نقطه ضعف دارد.
یکی از بهترین کارهایی که در یک مکالمه می‌توانید انجام دهید این است که کاری کنید که شخص مقابل راحت باشد و حس کند مورداحترام و موردتحسین است. با در میان گذاشتن ضعف‌هایتان از «کاری بودن» امر می‌کاهید و یک رابطه می‌سازید. بیشتر افراد داشتن یک رابطه‌ی دوستانه را ترجیح می‌دهند و فکر می‌کنم تعجب کنید که چقدر این امر می‌تواند بر جنبه‌ی کاری قضایا تاثیرگذار باشد.

اعتماد به نفس فراموش نشود.

با اینکه حرف‌ها، اعمال و مدل یک استارت‌آپ همگی نکات کلیدی هستند ولی اگر مقدار زیادی اعتماد به نفس آن‌ها را همراهی نکند ارزش زیادی ندارند. برای شروع می‌توان گفت که اگر درخصوص لباس‌هایتان حس خوبی داشته باشید، این حس می‌تواند بهتان کمک کند. پس شلوار مورد علاقه، شال مورد علاقه یا لباس مورد علاقه یا هر چیزی که باعث می‌شود حس یک میلیونر را داشته باشید بر تن کنید. همچنین، این را در نظر بگیرید که می‌توانید قبل از حضور در یک مراسم بزرگ بهترین ژست قدرتمندانه‌ی خود را تمرین کنید.
من خودم یک جفت چکمه‌ی مورد علاقه دارم که موقع زمستان پا می‌کنم و همیشه به من این حس را می‌دهند که آماده‌ی تسخیر روز هستم. حتی برای تماس‌های مهم هم چکمه‌هایم را پا می‌کنم (یا شاید هم یک جفت کفش مجلسی زیبا. بستگی به موقعیت دارد.)  تا اعتماد به نفسم بالا برود.
تاثیر اولیه‌ی استارت‌آپتان در یک مقطع زمانی به وجود می‌آید نه یک لحظه‌ی خاص ولی با این حال این تاثیر اولیه به شدت بستگی به این دارد که شما و دیگر کارمندانتان چگونه خود را در مواجهه با دیگران نشان می‌دهید.
دنیای کسب و کار هیچ‌گاه نمی‌خوابد. هیچ‌وقت نمی‌دانید به چه کسی برخواهید خورد و هیچ‌وقت هم نمی‌دانید آن پیک موتوری پیتزافروشی چه می‌داند.
پس می‌ارزد که آماده باشید.
منبع: entrepreneur

ادامه مطلب
سه-را-ه-حل-سری-از-نیل-پاتل

۳ راه سرّی برای ساخت یک برند شخصی به نقل از یک استاد بازاریابی

بسیاری ادعا می‌کنند که در برندسازی تخصص دارند ولی عده‌ی کمی توانسته‌اند این کار را همچون نیل پاتل به نحو احسن انجام دهند. او فقط از طریق برند شخصی‌اش توانسته کسب و کارهای چند میلیون دلاری راه بیاندازد. (او همچنین درمورد تجاربش در هر یک از پنج وبلاگش صحبت می‌کند.)
چند هفته پیش با ایمیلی ناشناس با او تماس برقرار کردم. از گذشته‌ام، از «داستانم»، در ایمیل استفاده‌ی بهینه بردم و ایمیل را بسیار کوتاه و دقیق نگاه داشتم و از او خواستم درمورد برندسازی شخصی مرا راهنمایی کند. او به سرعت پاسخ داد و با هم برنامه‌ی یک تماس ۱۰ دقیقه‌ای را ریختیم. در میان چیزهایی که صحبتشان را کردیم، حرف از سه رمز موفقیتش برای ساخت یک برند شخصی نیز به میان آمد.

هرطور شده به دیگران کمک کنید.

 

وی نه تنها در حین صحبتمان روی این مورد پافشاری کرد، بلکه وقتی به او ایمیل زدم تا برای نوشتن این مقاله اجازه بگیرم بار دیگر روی این نکته تاکید کرد. او باور دارد که هرطور شده باید به دیگران کمک کرد حتی اگر این کار برای خودتان سودی نداشته باشد. او مفصل در وبلاگش QuickSprout.com راجع‌به این حرف زده است.
او اخیراً داستانی را بازگو کرد دررابطه با اینکه چگونه در یک کنفرانس به مردی کمک کرده بود که بوی بدن ناخوشایندی داشت و دیگران به او توجهی نمی‌کردند. او فقط از روی مهربانی به این مرد کمک کرده بود و حس نمی‌کرد درست باشد کسی که برای حضور در مراسم پول داده بود نتواند به ارزش‌هایی که در پِی‌شان بود برسد. کمک به آن مرد قطعاً حس خوبی به پاتل داد چرا که این کار را بدون هیچ انگیزه‌ی خودخواهانه‌ای انجام داده بود. اما از قضای روزگار این مرد به دیگران درمورد نیکوکاری پاتل گفت و به خاطر داستان این مرد، پاتل توانست یک معامله‌ی بسیار چشمگیر برای کسب و کارش دست و پا کند. عامل این امر هم فقط و فقط کمک به شخصی درمانده بود.

از داستانتان برای شلوغ کردن جوّ استفاده کنید.

 
داستانتان باید خاص باشد و شما را متمایز کند. از داستانتان برای شلوغ کردن جوّ به نفعتان استفاده کنید. بگذارید داستانتان جرقه‌ای باشد که در نهایت آتش برند شخصی‌تان را برپا می‌کند.
این دقیقاً ایمیلی است که برای پاتل فرستادم. می‌توانید ببینید که چطور بلافاصله سر اصل مطلب رفتم، نوشته‌ام را مختصر نگاه‌داشتم و از داستانم برای ایجاد علاقه‌ی اولیّه (شلوغ‌کاری جوّ) استفاده کردم.
«من نیاز به یکم راهنمایی راجع‌به ساخت برند شخصی دارم. به‌علاوه کاری که خودت با برندت کردی رو دوست دارم + بهش احترام می‌ذارم. از وقتی که ۲۲ سالم بوده تو کار ساختن شرکت بودم. مثل هر کارآفرین دیگه‌ای من هم موفقیت و شکست رو تجربه کردم.
وقتی ۲۲ سالم بود تو یکی از کلوب‌های شبونه‌ی لاس وگاس با یکی دعوام شد. شیش سال بعد وقتی که ۲۸ سالم بود به مدت ۲ سال افتادم تو زندان. الان ۱۸ ماهه که برگشتم تا امپراتوری‌م رو دوباره سرپا کنم.
من با ۲ تا بنیاد خیریه همکاری دارم که به زندانی‌ها راه و روش کارآفرینی رو یاد می‌دن. اینطوری می‌تونم از تجربه‌م استفاده‌ی مفیدی ببرم. وقتی تو زندان بودم کتابی نوشتم به اسم هک کردن درّه[۱] و همین حالا هم کلی پروژه‌ی باحال دیگه تو راه دارم.
حاضری یکم راهنماییم کنی؟ نظرت راجع به یه تماس ۱۰ دقیقه‌ای چیه؟
پیشاپیش ممنون، نیل.»

پیروان خود را جمع کنید، برای دیگران ارزش فراهم کنید و نظاره‌گر رشد همه‌چیز باشید.

 

پاتل پنج کسب و کار نرم‌افزاری چند میلیون دلاری دارد. او هزاران پیرو وفادار دارد. اگر صندوق ورودی ایمیلم را چک کنم با یک جستجوی ساده لیستی از پست‌هایی که او با خبرنامه‌ی یک هفته در میانش می‌فرستد را می‌بینم. تک تک پست‌هایی که او می‌نویسد برای تمام کارهایی که من در دنیای استارت‌آپ انجام می‌دهم آگاهی‌بخش، به‌دردبخور و سودمند هستند. او همچنین محصولاتی تولید می‌کند که مردم به آن نیاز دارند. محصولاتی مثل KISSmetrics و Crazy Egg. مهم‌تر از همه اینکه او برای همه ارزش‌هایی را تعیین می‌کند. در نتیجه او قادر است تا به افراد بیشتری کمک کند و ماشین ارزش‌سازی‌اش نیز رشدی نمایی خواهد داشت.
ما همه می‌توانیم از تجربه‌ی شخصی، صراحت و میل پاتل برای کمک به دیگران یاد بگیریم که چگونه برندهای شخصی کارآمد بسازیم. در حین یادگیری نیز نباید کمک به دیگران را فراموش کنیم. با این فرایند اعتبار خودمان باردیگر تصدیق می‌شود، ماشین ارزش‌سازی‌مان رشد می‌کند و مهم‌تر از همه این که به کسانی که نیازمندند هم کمک می‌کنیم.
به یاد داشته باشید که ساخت برند شخصیتی‌تان زمان می‌برد. انتظار نداشته باشید که ره چند ساله را یک شبه بروید. اما سرمایه‌گذاری روی برند شخصی‌تان ممکن است بهترین سرمایه‌گذاری عمرتان از آب درآید.

 اشاره به منطقه‌ی سیلیکون دره.

منبع: entrepreneur

ادامه مطلب
اطلاعاتی که رنگ لوگویتان در مورد شرکتتان فاش می‌کند

اطلاعاتی که رنگ لوگویتان درمورد شرکتتان فاش می‌کند (به صورت داده‌نما)

اگر شرکتی را پایه‌گذاری می‌کنید که وابسته به این است که به افراد حس فرهیختگی و باکلاس بودن بدهد، در این صورت اگر لوگویتان سبز روشن باشد احتمالاً موجب گیج شدن مصرف کنندگانتان خواهد شد.
این امر به خاطر این است که رنگ‌های مختلف، احساسات مختلفی را دربردارند. رنگ سبز حاوی رشد ارگانیک، زمین، طبیعت و یا حس دلسوزی است. درعوض، سیاه حس فرهیختگی، اقتدار و یا اغواگری را منتقل می‌کند. قانع نشده‌اید؟ لوگوی سبزِ Starbucks و Greenpeace و لوگوی سیاه Chanel و Sony را به خاطر آورید.
رنگ، تنها عنصر طراحی نیست که درخصوص برندتان به مشتری اطلاعات می‌دهد. قلم، فاصله‌ی بین حروف و شکل نیز همچنین در همان نگاه اول داستان برندتان را از سیر تا پیاز تعریف می‌کند.
داده‌نمای زیر را مشاهده کنید تا ببینید که آیا لوگویتان حس و حال درست را منتقل می‌کند یا نه؟
روانشناسی طراحی لوگو: فراتر از ظاهر
روانشناسی طراحی لوگو یکی از ساده‌شده‌ترین جنبه‌های فرایند ساخت لوگو است. ما نگاهی عمیق‌تر به معنای واقعی طراحی لوگو و هنر انتخاب یک لوگوی بی‌نقص برای کسب و کارتان خواهیم داشت.

رنگ تا چه حد تاثیرگذار است؟

 

۹۳ درصد قضاوت‌های خرید بر اساس مشاهده‌ی بصری است.
۸۴.۷ درصد مصرف کنندگان رنگ را به عنوان عامل اصلیِ خرید یک محصول خاص معرفی می‌کنند.
۸۰ درصد افراد بر این عقیده‌اند که رنگ شناسایی برند را افزایش می‌دهد.

رنگ می‌تواند بهبود ببخشد

 
۴۰ درصد خواندن
۶۶-۶۸ درصد یادگیری
۷۳ درصد درک و فهم

انتخاب یک رنگ برای برندتان

 

آبی:

باثبات
آرام
صادق
قوی
دلسوز
قابل اعتماد

قرمز:

انرژی، عشق، هیجان‌انگیز، عمل، جسور، پرشور

اشتباه-شرکت-ها-در-استخدام-بازاریاب-محتوا-لرن-مارکتینگ۴ اشتباهی که شرکت‌ها درهنگام استخدام بازاریاب محتوا مرتکب می‌شوند %d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8cبازاریابی سالن‌های ورزشی ۳ راه برای خودمانی شدن و ایجاد کسب و کارهای بیشتر از طریق ویدئو 145a8deبرند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌های شرکت؟ سه نکته مهم در مورد بهبود ارتباط با مشتری به کمک ساخت فیلم

ادامه مطلب
ساختن یک تیم فروش فوق العاده - لرن مارکتینگ

یک تیم فروش تمام‌عیار بسازید

۲۷ بهمن ۱۳۹۵
|
0 نظرات
|

وقتی تازه کار خود را شروع می‌کنید، ممکن است همزمان مدیر فروش، مسئول بازاریابی و یا یک فروشنده‌ی تنها باشید و بعلاوه‌ی این‌ها، دیگر بخش‌های باقی‌مانده‌ی در چارت سازمانی‌تان را خود پر کنید. اما وقتی رشد می‌کنید باید افراد دیگری را برای انجام شغل‌های تخصصی پیدا کنید. از جمله‌ی این شغل‌ها می‌توان به مدیر ارشد مالی و نائب رئیسِ عملیات اشاره کرد. اما یکی از اولین تخصص‌هایی که باید پر کنید مربوط به بخش فروش است. از آنجایی که فروش عامل رشد شرکت‌تان است، بنابراین این امر معقول به نظر می‌رسد. اگر بقیه‌ی چیزها مساوی باشند، می‌توان گفت که هرچقدر تعداد فروشنده‌ها بیشتر باشد میزان فروش نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین اضافه کردن پرسنل فروش و ارتقای کارکنان فعلی فروش‌تان بخش ضروری‌ای از رشد شرکت‌‌تان است.

ارزیابی نیروی فروش‌تان

شاید نیروی فروش‌تان همینطوری که هست خوب باشد. شاید هم نه. از کجا می‌توان گفت؟ ارزیابی نیروی فروش قدم مهمی در فرایند تصمیم‌گیری برای بزرگ کردن تیم فروش‌تان و چگونگی انجام آن می‌باشد. حتی اگر نیروی فروش فعلی‌تان مناسب بوده و برای رشد آینده کافی باشد باز هم ممکن است به آموزش بیشتر یا احتمالاً یک طرح دستمزد اصلاح‌شده احتیاج پیدا کنید. از سوی دیگر، ممکن است نیروی فروش‌تان نیازمند این باشد که حسابی رشد کند و یا ممکن است خودتان بخواهید که اندازه‌تان را حفظ کرده ولی در عین حال افراد مختلفی برای پر کردن پست‌های فروش بگیرید.

قدم اول در ارزیابی نیروی فروش‌تان این است که بدانید می‌خواهید برایتان چه کاری کنند. برای بیشتر شرکت‌هایی که بیشتر فروش خود را از طریق خرید پستی یا اینترنت انجام می‌دهند، داشتن نیروی فروش انتخابی است. در این مورد، ممکن است انتظارتان از نیروی فروش این باشد که تنها کارهای سنگین را انجام دهند و سفارش‌های کوچکتر را برعهده‌ی پرسنل خدمات مشتری و زیردست‌ها بسپارند. اما برای دیگر شرکت‌ها یک فروشنده واضح‌ترین – و شاید تنها – جلوه‌ی بیرونی‌ای باشد که توسط مشتریان دیده می‌شود. چنین فروشنده‌ای مسئولیت سنگینی بر دوش دارد. او باید به تصویر شرکت وفادار باشد، دست مشتری‌ها را بگیرد، با حوزه‌ی تحویل و اصلاح در ارتباط باشد و البته بفروشد.

برای پیدا کردن یک توصیف خوب از کاری که می‌خواهید نیروی فروش‌تان انجام دهد، تفکر زیادی لازم نیست. حواستان باشد که نیروی فروش‌تان را با توجه به نیازهای یک شرکت دیگر ارزیابی نکنید. برای مثال، اگر به فروشندگان‌تان گفته شده که مخاطب‌های به وجود آمده از تبلیغات را دنبال کنند، در آن صورت نمی‌توان آن‌ها را به خاطر کم کاری در خصوص تماس‌های تبلیغاتی توبیخ کرد. وقتی تصمیم گرفتید که نیروی فروش‌تان به انجام کدام کار بپردازد آن موقع می‌توانید با توجه به اقتضاء مناسب آن کار به ارزیابی عملکردشان بپردازید. عامل کلیدی در ارزیابی نیروی فروش، بازدهی فروش است.

سنجش بازدهی فروش

ساده‌ترین راه سنجش بازدهی فروش مقدار دلارِ فروش به ازای هر فروشنده است. پیدا کردن جواب این معادله راحت است. کافی است حجم پول را به تعداد فروشندگان‌تان تقسیم کنید. نتیجه‌ی به دست آمده میانگین بازدهی فروش را بهتان می‌دهد و میزان تاثیر هر فروشنده در سازمان‌تان را نمایان می‌کند. اما نتیجه‌ی مفیدترش این است که نشان می‌دهد عملکرد هر فرد با توجه به میانگین بازده فروش چقدر است. ممکن است در شرکت‌تان تعدادی فرد کم و بیش پرکار داشته باشید که جور کلی افراد تنبل دیگر را می‌کشند. این از آن دسته اطلاعاتی است که برای تصمیم‌گیری درخصوص تغییر به آن نیاز دارید.

اما حواستان را جمع کنید: بازدهی فروش ممکن است شامل چیزی بیش از تولید دلارهای فروش باشد. شاید نیروی فروشتان در حال حاضر کلی کالا رد و بدل می‌کند اما ممکن است در آینده منجر به دور شدن مشتری‌ها به دلیل خدمات نازل شود. ممکن است تیم‌تان قول‌هایی بدهند که شما قادر به انجامشان نباشید و درنتیجه حوزه‌های تولیدی و حمل و نقل را تحت فشار مضاعف قرار دهند. ممکن است کلی کالای اشتباه بفروشند (کالاهای کم‌سود یا با هزینه‌های بالای خدماتی) و خط‌های سودمندترتان را نادیده بگیرند. بررسی کنید تا ببینید آیا بعضی فروشندگان‌تان میزان رجوع مجدد مشتریانشان بالاست و یا اینکه تمایل دارند به کسانی که چک‌های اعتباری نمی‌دهند جنس بفروشند یا نه. این فروشندگان ممکن است بیش از آنکه می‌ارزند، خرج روی دستتان بگذارند.

استخدام فروشنده

اضافه کردن فروشنده می‌تواند منجر به افزایش پایدار فروش شود. این می‌تواند کمی سرتان را خلوت‌تر کند تا روی دیگر فعالیت‌ها وقت و انرژی بگذارید. استخدام فروشنده همچنین ممکن است به فروش‌تان لطمه زده، سودتان را پایین آورده، به روابط ارزشمند با مشتری آسیب زده و یا تصویرتان در بازار را نابود کند. تفاوت بین این دو سناریو در تفاوت بین استخدام یک فروشنده‌ی خوب یا بد است.

فروشندگان صرفاً افراد مسئول در تعیین حد سودآوری نیستند. آن‌های سربازان خط مقدم‌تان هستند؛ کسانی که بیشترین تماس را در طول روز با مشتری دارند. این اخطارها را به خاطر داشته باشید و بدانید که مهم است که نه تنها نیروی فروش‌تان را گسترش دهید بلکه آن را به درستی گسترش دهید.

اول از همه، به خاطر داشته باشید که شاید اصلاً هیچ فروشنده‌ی واقعاً بدی وجود نداشته باشد. احتمالاً چیزی که هست فروشندگان خوب در موقعیت‌های بد باشد. برای استخدام فروشنده‌ی مناسب باید شغل را درک کرده و بتوانید آن را توصیف کنید. این یعنی روشن کنید که این پست فروش قرار است بلافاصله بفروشد یا قرار است مخاطبانی برای چرخه‌ی فروشی که ممکن است به ماه‌ها و سال‌ها بکشد خلق کند. کسی را می‌خواهید که کارها را در دست بگیرد یا کسی را می‌خواهید که بیشتر جنبه‌ی مشاوره‌ای دارد؟ تطابق نیازهای فروشی شرکت و سبک فروش‌تان با استخدامی‌های جدید اولین قدم در استخدام یک فروشنده‌ی خوب است.

هیچ فروشنده‌ای به خاطر نوع‌دوستی دست به کار نمی‌زند و برداشت اشتباه از طرح دستمزد شرکت‌تان یکی از دلایل اصلی برای نارضایتی و جایگزینی کارکنان فروش است. به تمامی استخدامی‌های احتمالی جدید دقیقاً توضیح دهید که طرح دستمزدی‌تان چگونه است. بعلاوه، محدوده، انتظارات عملکردی، آموزش‌هایی که فراهم خواهید کرد و هرگونه ابزار فروشی که مهیا می‌کنید را مشخص کنید. همچنین باید برای داوطلبین توصیف مختصری از بازار و رقیبان ارائه دهید. آن موقع است که می‌دانید به تمامی علاقه‌مندان موقعیت را به درستی توضیح داده‌اید.

پس از توصیف نیازهایتان دست از کار نکشید. پس از آن، فروشنده‌ی ایده‌آل برای پست را بعلاوه‌ی شخصیت، تجربه، سطح انرژی، شهرت و توانایی‌هایش تصور کنید. احتمالاً کسی را که کاملاً مطابق با تصورتان باشد را پیدا نخواهید کرد اما اگر خودتان هم ندانید که چه می‌خواهید آنوقت احتمال تصمیم‌گیری نادرست‌تان بالا می‌رود.

تازه الان است که باید دنبال فروشنده بگردید. اما قبل از اینکه یک آگهی سه‌خطه بیرون دهید و با حوزه‌ی محرمانه‌ی روزنامه‌ی محلی‌تان تماس بگیرید، این انتخاب‌ها را هم در نظر داشته باشید:

به داخل نگاه کنید. ممکن است افراد فنی، خدماتی، عملیاتی و یا اجرایی‌ای داشته باشید که حاضر باشند و بتوانند به بخش فروش نقل مکان کنند. آگهی‌تان را روی تابلو اعلانات بچسبانید و ببینید چه می‌شود.
از کارمندان‌تان بپرسید. احتمالش زیاد است که کارمندان‌تان افرادی را بشناسند که حاضر باشند با خوشحالی برایتان کار کنند. احتمالاً بتوانند کسانی را بهتان معرفی کنند تا با آن‌ها تماس بگیرید.
شبکه‌ای با تامین‌کنندگان، فروشندگان، همکاران، مشاوران و مخاطبان اجتماعی. این راه می‌تواند ارزان‌تر، سریع‌تر و قابل‌اتکاتر از تبلیغات برای عموم مردم باشد.
با انجمن‌های حرفه‌ای هماهنگ کنید. آن‌ها ممکن است پست‌های شغلی‌ای داشته باشند که به اعضا در پیدا کردن کارمند کمک کند.
تبلیغات آنلاین را امتحان کنید. سرعت، تازگی و جستجوپذیری بانک‌های شغلی آنلاین، آن‌ها را به گزینه‌ای جذاب برای داوطلبین و کارفرمایان تبدیل می‌کند.
با کالج محلی‌تان هماهنگ کنید. شاید بتوانید کسی که به تازگی فارغ‌التحصیل شده، مشتاق و موثر بوده و هزینه‌اش کمتر از یک حرفه‌ای کارکشته باشد را جذب کنید.
با بنگاه‌های کاریابی تماس بگیرید. قیمت کاریابانی که تخصصشان در بخش فروش باشد ارزان نیست اما وقتی بازارهای کار در تنگنا باشند شاید پیدا کردن یک فروشنده‌ی قابل به هزینه‌اش بیارزد.

استفاده از خدمات کارمندگیری موقتی را هم در نظر داشته باشید. این خدمات می‌توانند کارکنان فروش و بازاریابی را به صورت موقتی، موقتی به دائمی و یا مستقیماً دائمی برایتان مهیا کنند.

انواع فروشنده

نمایندگان تولیدکننده

نماینده‌ی تولیدکننده، دلال و واسطه همه اصطلاحاتی برای توصیف واسطه‌های مستقل فروش هستند که به طور کارمزدی کار می‌کنند. به آن‌ها حقوق نمی‌دهید بلکه درصدی از آنچه می‌فروشند بهشان تعلق می‌گیرد. برای بسیاری از شرکت‌ها، نمایندگان تولیدکننده یک راه‌حل کاربردی و به‌صرفه نسبت به نیروی فروش مستقیم می‌باشد. بیش از نیم میلیون نماینده در آمریکای شمالی وجود دارد که بیشترشان در مناطق جغرافیایی برگزیده به بازارهای هدف خود کالا می‌فروشند. نمایندگان، بازارشان را به خوبی می‌شناسند چرا که به طور مرتب با خریداران محلی در تماسند و روابط کاری ایجاد کرده‌اند.

استفاده از نمایندگان، به خاطر داشتن یک دفتر وابسته در محل مزایای بسیاری برایتان به همراه خواهد داشت. مثلاً، بدون صرف هزینه‌ی بالا از بازارهای محلی اطلاع خواهید داشت و به خریداران زیادی دسترسی فوری خواهید داشت. هنگام استفاده از نمایندگان، هزینه‌های فروش همیشه درصد ثابتی از فروش خواهد بود. نقطه ضعف مسئله اینجاست که نمایندگان معمولاً کالاهای متفاوت زیادی را در دست دارند. برخی از این کالاها ممکن است مکمل محصول شما باشند ولی برخی هم ممکن است رقیب شما باشند. یک نماینده‌ی تولیدکننده به طور معمول ۵ درصد کارمزد فروش دریافت می‌کند اگرچه این مقدار با توجه به نوع محصول، بازار و حجم فروش به شدت تغییر می‌کند.

بازاریاب تلفنی

بازاریاب‌های تلفنی‌ای که از طریق تلفن با مشتری‌هایتان در تماسند می‌توانند علاوه بر گرفتن سفارش خدمات مشتری ارائه دهند، سوال بپرسند و سفارشات قبلی را پیگیری کنند. یکی از مفیدترین وظایف این بازاریابی تولید مخاطب‌های باکیفیت است. از آنجایی که با مشتریان از طریق تلفن ارتباط برقرار می‌کنید، دنبال کردن نتایج از طریق فعالیت‌های بازاریابی تلفنی راحت است. می‌توانید عملیات بازاریابی تلفنی خود را در شرکت ایجاد کرده و یا با یک مرکز تماس دیگر ارتباط برقرار کنید.

بدیهی است که مجبور نیستید فقط با یک نوع از نیروی فروش جلو بروید. بسیاری از کارآفرینان به طور موثر از نیروهای فروش خارجی و داخلی استفاده می‌کنند: نمایندگان فروش و بازاریابان تلفنی. چالش این کار در مدیریت اختلافاتی چون دعوا بر سر قلمرو و آدم‌خواری است.

مدیران فروش

واگذار کردن یک شغل مدیریتی مهم به یک نفر دیگر هیچ‌وقت آسان نیست اما شاید بتوان گفت که تسلیم مشتریان به مدیر فروش‌تان سخت‌ترین کاری خواهد بود که مجبور به انجامش خواهید بود. هرچه نباشد، شما دل این مشتریان را به دست آورده‌اید. چطور امکان دارد انتظار داشت که باخوشحالی مسئولیت خدمت‌رسانی به آن‌ها را به کس دیگری بدهید؟ اما استخدام یک مدیر فروش بخش مهمی از رشد شرکت است. غیرمعقول است که انتظار داشته باشید که در روز هم یک عالمه فروش تلفنی انجام دهید، هم دیگر فروشندگان را هدایت کنید و هم شرکت را مدیریت کنید. وقتی مدیر فروش استخدام کنید، می‌توانید تا حد زیادی تماس‌های تلفنی خود را پایین آورده و مدیریت دیگر فروشندگان را به کل حذف کنید. در عوض می‌توانید وقت خود را صرف انجام وظایفی کنید که در آن کارآمدید، مثل ایجاد استراتژی شرکت.

مدیر فروش خوب باید قادر باشد تا:

بر دیگر فروشندگان سرکشی کند
برنامه‌ها و استراتژی‌های فروش معین کند
برای تیم فروش هدف قرار دهد
بر عملکرد فروش نظارت کند
کار مشتریان کلیدی را به شخصه راه بیاندازد
گزارشات فروش و دیگر گزارشات را آماده کند
مستقیماً به شما یا یک شخص ارشد در بازاریابی گزارش دهد

قاعدتاً مدیر فروشی به دردتان می‌خورد که هم تجربه‌ی فروش داشته باشد و هم تجربه‌ی مدیریت. مدیران فروش باید به خوبی در کار با کامپیوتر یا دیگر مهارت‌های فنی لازم برای مدیریت دپارتمان و نمایش محصولات‌تان وارد باشند. آن‌ها باید از مهارت‌های رهبری و برقراری ارتباط خوبی برخوردار بوده و سابقه‌ی افزایش فروش در شغل‌های قبلی‌اش را نیز داشته باشد. اگر می‌خواهید مدیر فروشتان با مشکل خاصی سر و کله بزند، مثلاً مشکل دسترسی سخت به مشتریات شرکت‌های بزرگتر، بهتر است کسی را استخدام کنید که تخصصش در این زمینه باشد.

داخلی یا خارجی؟

در این روزها که دیگر همه‌چیز کم و بیش برون‌سپاری می‌شود هنوز هم خیلی از شرکت‌ها نیروی فروش خود را در داخل شرکت نگه می‌دارند. داشتن فروشندگان بیرونی برای فروش محصولات فرصت‌های زیادی به وجود می‌آورد اما نگه داشتن نیروی فروش در داخل مزایای بسیاری دارد.

فروشندگان داخلی به عنوان کارمند شما مشغول به کارند درنتیجه می‌توان انتظار توجه کامل و تعهدشان نسبت به زنگ زدن به مشتری، پاسخ به سوالات و حل مشکلات را ازشان داشت. از آنجایی که آن‌ها در شرکت شما کار می‌کنند، دانش خوبی از نحوه‌ی فروش کالاهای جانبی به مشتریان فعلی در هنگام گرفتن سفارش دارند. این افراد مدت زیادی بین کارکنان‌تان خواهند بود بنابراین می‌توانید آن‌ها را آموزش دهید تا موقع سر و کله زدن با مشتری مودب و مطلع‌تر باشند. فروشندگان داخلی می‌توانند آنگونه که می‌خواهید باشند. می‌توانند، همانطور که خود و استراتژی‌تان تعیین می‌کنید، یا به دنبال فروش بالا بروند و یا به دنبال خدمات پس از فروش باشند.

فروشندگان خارجی، مانند نمایندگان تولیدکننده، یک مزیت معرکه دارند که آن‌ها را از افراد داخلی متمایز می‌کند: ارزان‌ترند. ازآنجایی که مجبور نیستید تا حقوق و مزایی به فروشندگان شخصِ سوم دهید، بنابراین می‌توانید افراد بیشتری را استخدام کنید. این امر احتمالاً بهتان اجازه خواهد داد تا به بازار و مشتریان بیشتری دسترسی پیدا کنید مخصوصاً به نسبت وقتی که فقط روی فروشندگانی که می‌توانید به عنوان کارمندان تمام‌وقت و دائمی استخدام کنید، اتکا دارید. مشکل فروشندگان خارجی این است که ممکن است کالاهای مشابه یا کالاهای رقیب را نیز بفروشند بنابراین امکان دارند بخشی از فروش خود را از دست دهید.

تقسیم قلمرو

قلمرو فروش بخشی از بازار است که به یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان سپرده‌اید. با اینکه قلمرو فروش معمولاً به عنوان یک منطقه‌ی جغرافیایی توصیف می‌شود، مثلاً ایالت‌های غربی رشته کوه راکی، اما باید به آن به عنوان گروهی از مشتریان نگاه شود و باید خدمات درنظر گرفته شده نیز با توجه زیاد به نوع مشتری منطقه باشد. برخی قلمروها مناطق جغرافیایی نیستند. برای نمونه می‌توان از مشتریانی که بیش از یک میلیون فروش سالیانه در بر دارند نام برد. این «قلمروها» را می‌توان به متخصصین کالا یا مشتری سپرد. متخصصینی که تمرکزشان بر روی مشتریان زیاد است به جای کسانی که این قلمروها را صرفاً به خاطر جغرافیایی بودن آن‌ها در دست می‌گیرند.

محول کردن وظیفه و تقسیم قلمروهای فروش جزو سخت‌ترین کارهاست. فروشندگان معمولاً فکر می‌کنند که موقعیت‌های خوب در قلمرو فروشندگان دیگر قرار دارد و مشتریان آن‌ها به قلمرو شخص دیگری برده شده‌اند. هنگام تقسیم قلمروها، کاری کنید که همه احساس کنند که سهم منصفانه‌ای دریافت کرده‌اند اما در عین حال واقع‌گرا هم باشید. گماشتن فروشندگان نباید فقط و فقط براساس انصاف باشد. برای نمونه، اگر فروشندگان‌تان سطح انرژی و استعداد متفاوتی دارند نباید بهشان قلمروهای فروش یکسان بدهید. عقلانی این است که جوری قلمروها را تقسیم کنید که هرکسی بتواند از نهایت توانایی‌هایش استفاده کند. اگر فروشنده‌ای از همه بهتر با مقدار متعادلی از مشتری ها کار می‌کند، همان را به او بدهید و جمعیت بالا را بگذارید برای کسی که مناسب کار است. بنابراین، کلید طراحی قلمروهای فروش در تعادل مناسب است.

فروخته شد!

با رشد کسب و کارتان، نیازتان به کارکنان فروش نیز بیشتر می‌شود. به خاطر داشته باشید: هرچه فروشندگان‌تان بیشتر باشند، فروش‌تان نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین اشتباهاً فکر نکنید که می‌توانید بدون افزایش دادن نیروی فروش‌تان – به هر ترتیبی که صلاح می‌دانید – کسب و کارتان را بزرگ کنید.

منبع:entrepreneur

&nbsp […]

ادامه مطلب
نکاتی برای استخدام بهترین کارمندان - لرن مارکتینگ

نکاتی برای استخدام بهترین کارمندان

هنگام بررسی کارمندان احتمالی برای استارت‌آپ نیز درست مانند ارزیابی شرکای احتمالی، سه سوال اساسی وجود دارد که باید پرسیده شود: آیا از عهده‌ی کار برمی‌آیند؟ آیا کار را انجام می‌دهند؟ و در آخر، آیا با جوّ موجود در سازمان همخوانی دارند؟
اول از همه، از کجا می‌دانید که از عهده‌ی کار بر می‌آیند؟ اگر در زمینه‌ی خود تخصص دارید در آن صورت می‌توانید از داوطلبان درخواست نمونه کار کنید و سپس آن‌ها را ارزیابی کنید. چالش‌های فرضی جلوی پایشان بگذارید و همانقدری که به راه‌حل پیشنهادی‌شان توجه می‌کنید به نحوه‌ی برخوردشان با مشکل نیز دقت داشته باشید. در بین مصاحبه‌ها بهشان تکلیف دهید. حتی اگر دوست داشته باشید می‌توانید ازشان بخواهید تا قبل از مصاحبه‌ی اول یک پروژه را کامل کنند.
اما اگر در زمینه‌ی مورد نظر کوچکترین اطلاعاتی نداشته باشید چه؟ یک مهندس چطور باید یک بازاریاب استخدام کند؟ یک فروشنده چطور یک متخصص فنی استخدام کند؟ با دوز و کلک.
یکی از دوستان کارآفرین ما رزومه‌ی مهندس‌ها را در هم چپاند تا بتواند شرح وظایف شغلی درست کند و بعد فهمید که پیش‌زمینه‌ی کافی برای مصاحبه‌ی هوشمندانه‌ی داوطلبان را ندارد. وقتی اولین داوطلب از راه رسید او شروع به توصیف برنامه‌ی وبی که قصد ساختش را داشت کرد و از داوطلب پرسید که چگونه برنامه را خواهد ساخت. وقتی داوطلب صحبت می‌کرد، او حسابی یادداشت برمی‌داشت.
وقتی داوطلبان دوم و سوم رسیدند او دوباره همان سوالات را پرسید و از چیزهایی که از مصاحبه‌ی اول فهمیده بود برای به چالش کشیدن ایده‌های آن‌ها استفاده کرد. زمانی که به داوطلب بیست و پنج یا سی‌ام رسیده بود دیگر کم و بیش دستش آمده بود که اوضاع از چه قرار است. مطمئناً همه چیز را نمی‌دانست، اما قطعاً دانشش بیشتر از زمانی شده بود که مصاحبه‌ی اول را شروع کرده بود. در اینجا دیگر آنقدر می‌دانست که بتواند یک کارمند عالی را استخدام کند.
مورد بعدی این است: آیا کار را انجام می‌دهند؟ در اینجا به دنبال انگیزه هستیم.

داوطلبان بالقوه تا چه حد متعهد هستند؟ چرا برای کار با یا برای شما هیجان‌زده‌اند؟ شما باید درمورد اخلاق کاری، صداقت و رفتارشان بدانید. سوالات سخت ازشان بپرسید. مجبورشان کنید تا علاقه‌مندی‌ها و دلزدگی‌هایشان را برایتان فاش کنند؛ چیزهایی که به وجد می‌آوردشان و چیزهایی که نمی‌خواهند هیچ کاری به کارشان داشته باشند.
برای مثال، می‌توانید سه پروژه‌ی فرضی را برایشان توصیف کنید و ازشان بخواهید که بگویند بیش‌تر و کم‌تر از همه دوست دارند بر روی کدام پروژه کار کنند و علت آن چیست. اگر پروژه‌ای را که گفتند کم‌تر از همه حاضر به کار بر روی آن هستند بر حسب اتفاق آن پروژه‌ای باشد که می‌خواستید روی آن کار کنند، در آن صورت شاید بهتر باشد اجازه دهید جای دیگری دنبال کار بگردند.
قطعاً معرف‌ها را هم باید بررسی کنید. البته نه فقط معرف‌هایی که داوطلبان معرفی کرده‌اند. می‌توانید با همکاران و کارمندان سابقشان و یا حتی معلمان و استادان قدیمی‌شان تماس بگیرید. دولت فدرال برای شغل‌های پیش و پاافتاده چیزی حدود ۱۰ سال گذشته‌ی متقاضی را کند و کاو می‌کند. آیا شما که دارید با انتخاب این افراد آینده‌ی شرکت خود را به دستشان می‌سپارید، نباید این کار را کنید؟ انجام چنین حد تلاش و پشتکاری درمورد کارمندان احتمالی ممکن است برخی از داوطلبان را متعجب کند اما آن کسانی را که به دردتان می‌خورند را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
و در آخر، آیا سازگار هستند؟ این سخت‌ترین قسمت برای ارزیابی است. توصیف این مورد به صورت فهرست‌وار سخت است چراکه باید داوطلب‌تان را در موقعیت‌های مختلف ببینید. اغلب اوقات، پس از اینکه شخص مرحله‌ی مصاحبه را گذرانده، شغل را قبول کرده، پا به میدان گذاشته و مدتی برایتان کار کرده است که تازه می‌فهمید او چطور آدمی است. با این حال بهتر است زودتر از موعد تا آنجایی که امکان دارد اطلاعات جمع‌آوری کنید.
مت زولیک، مدیر عامل اسبق «کلاه قرمز Red Hat»، شرکت نرم‌افزار متن‌باز واقع در رالِی در کارولینای شمالی، استراتژی جالبی برای به دست آوردن چنین اطلاعات زودتر از موعد دارد. او اعتقاد دارد که افراد در اوایل زندگی‌شان تصمیم می‌گیرند که می‌خواهند به چه درجه از موفقیت برسند.
او توضیح می‌دهد که: «برای خیلی از آدما، موفقیت یه چیز آکادمیکه. فقط می‌خوان که یه دکتری از دانشگاه برکلی بگیرن. برای بعضی‌ها یه چیز ورزشیه. می‌خوان که کاپیتان تیم باشن یا یه ورزشکار حرفه‌ای بشن. بعضی‌ها هم می‌خوان مدیرعامل گوگل بشن و در طول راه در هر قدم از مسیر تصمیماتی می‌گیرن که در تایید دوباره‌ی تعهد به خودشون و تعقیب اهدافشان هست.»
در حین یک مصاحبه، زولیک از شخص پرسید که به نظرش «موفق» به چه معناست و چگونه سعی کرده که به آن برسد.

زولیک می‌گوید: «واقعاً شگفت‌انگیزه که چقدر راحت می‌شه به عنوان مصاحبه‌کننده ۶۰ دقیقه رو پر کرد. فقط دهنتو می‌بندی و می‌ذاری بقیه سفر زندگیشون و نحوه‌ی شکل دادن به الگوی موفقیتشون رو بگن. به نظر من که این مسئله کاملاً دو شکلیه. کسایی که جر و بزه‌ی کار رو دارن یه سفر معرکه براتون مهیا کردن. اما کسایی که ندارن…کسایی که می‌گن «راستش، اصلاً قبل از این بهش فکر نکردم»…نمی‌تونن.»
به نظر ساده می‌آید اما صرفاً پرسیدن سوالاتی از این قبیل می‌تواند به داوطلبان شغلی کمک کند تا با ساده‌تر کردن تصمیمات استخدامی به شما کمک کنند.
منبع: entrepreneur

ادامه مطلب
استخدام-مشاور-سئو-برای-بهبود-رنک-سایت

در هنگام استخدام یک مشاور سئو این ۱۰ سوال را بپرسید.

در هنگام استخدام یک مشاور سئو این ۱۰ سوال را بپرسید.
اگر وب‌سایت‌تان در صفحه‌ی اول نتایج جستجوی گوگل، بینگ و یاهو نشان داده نمی‌شود، در آن صورت مشتریان بالقوه تان ممکن است حتی از وجودتان هم بی‌خبر باشند. پدیداری بهتر در موتور جستجو می‌تواند امری حیاتی در بالا بردن تعداد بازدیدها به وب‌سایت‌تان باشد که این امر در نتیجه می‌تواند به بیشتر‌شدن آگاهی مردم از برند و بالارفتن میزان فروش و سود منجر شود.
اما اگر فاقد وقت و صلاحیت فنی برای بهترکردن رتبه‌ی موتور جستجوی سایت‌تان باشید، آن وقت چه؟ طبیعتاً عاقلانه است که یک مشاور باتجربه و قابل‌اتکا در زمینه‌ی بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) استخدام کنید.
در اینجا برایتان ۱۰ سوال آورده‌ایم که به موقع استخدام یک مشاور سئو می‌توانید از او بپرسید:

می‌توانم فهرستی از کارفرماهای قبلی و حاضرتان را داشته باشم؟

طبق گفته‌ی ونسا فاکس، نویسنده‌ی «بازاریابی در عصر گوگل» و موسس یکی از شرکت‌های فراهم‌کننده‌ی نرم‌افزارهای سئو در سیاتل به نام Nine By Blue، یک مشاور سئوی قابل اطمینان باید از اشتراک گذاشتن فهرست مختصری از کارفرماهای حاضر و قبلی و اطلاعات ارتباطی خود استقبال کند.
این معرفی‌نامه‌ها می‌توانند بهتان کمک کنند تا میزان کارآمدی داوطلب دستتان بیاید و در عین حال تاییدی هستند بر سابقه‌ی قبلی این شخص در کمپین‌های مشخص سئو. فاکس می‌گوید دیگر کارفرماها شاید تحلیل مفصلی ارائه ندهند اما حداقل باید قادر باشند بگویند که آیا در نتیجه‌ی تلاش‌های مستقیم مشاور، تاثیر مثبتی بر روی رتبه‌بندی جستجویشان و مخصوصاً در میزان تبدیلات و به دست آوردن مخاطب دیده‌اند یا خیر.

چگونه قرار است رتبه‌بندی موتور جستجوی مرا بهبود دهی؟

رند فیشکین، موسس Moz، یک شرکت نرم‌افزاری بازاریابی اینترنتی در سیاتل، و یکی از نویسندگان هنر سئو اخطار می‌دهد از مشاوران سئویی که آزادانه و باجزئیات در خصوص شیوه‌ی کارشان صحبت نمی‌کنند، دور بمانید. آن‌ها باید استراتژی‌هایی که از آن‌ها برای بالابردن رتبه‌بندی موتور جستجوی‌تان استفاده می‌کنند را توضیح داده و تخمین بزنند که که به طور واقع‌بینانه چقدر طول خواهد کشید تا به اهدافی که در ابتدای کمپین معین کرده‌اید، دست پیدا کنید.
حواستان باشد که طرح پیشنهادی داوطلب شامل یک نقد فنی ابتدایی درمورد وب‌سایتتان باشد تا در آن صورت هرگونه مشکلی که امکان دارد رتبه‌بندی موتور جستجو را پایین آورد، مانند لینک‌های خراب و صفحات اخطار، حذف شوند. مشاورین، بهینه‌سازی «در صفحه» هم انجام می‌دهند، یعنی فرایندی که در طی آن وب‌سایتتان را تا آنجا که امکان دارد با موتور جستجو انطباق می‌دهند. این کار شامل ارتقای ساختار URL و لینک‌های داخلی وب‌سایت و همچنین ساخت عنوان، سرفصل و تگ برای صفحات می‌شود.
از مشاورین بپرسید که آیا استراتژی‌های سئوی «خارج صفحه» هم ارائه می‌دهند یا خیر. این کار برای بالابردن آگاهی دیگر وب‌سایت‌ها از مطالب شما، اغلب از طریق وبلاگ، پلتفرم‌های رسانه‌ی اجتماعی و اعلامیه‌ها‌ی مطبوعاتی، انجام می‌گیرد.

آیا از راهنمای وب‌مسترِ موتور جستجوی تبعیت می‌کنی؟

مشاور باید بی چون و چرا به قوانین وب‌مستری که گوگل به طور عمومی منتشر کرده، پایبند باشد. این قوانین به صراحت ۱۲ حقه‌ی رایج سئو را ممنوع می‌کنند. از بین آن‌ها می‌توان به تولید خودکار محتوای اسپم‌دار و اضافه کردن متن و لینک‌های جعلی مخفی اشاره کرد. اگر داوطلبی این قوانین را رعایت نکند ممکن است وب‌سایت‌تان در رتبه‌بندی نتایج جستجو سقوط بدی را تجربه کرده و یا حتی بدتر، ممکن است گوگل به کل آن را از نتایج جستجو کنار بگذارد.
بینگ و یاهو هم قوانین وب‌مستر خاص خود را فراهم نموده‌اند که مشاورین باید رعایت آن را تصدیق کنند.

آیا می‌توانید تضمین کنید که وب‌سایت من رتبه‌بندی اول در گوگل، بینگ و یاهو را به دست آورد؟

اگر داوطلب جواب مثبت داد، به قول فاکس: «برگردین و با نهایت سرعت فرار کنید.» طبق گفته‌ی او، باوجود غیرممکن بودن تضمین رتبه‌ی نخست در هر موتور جستجویی باز هم برخی مشاورین سئوی ناباب چنین قول‌های جعلی‌ای می‌دهند.
اگر داوطلبی ادعا کرد که با کسی داخل گوگل یا هر موتور جستجوی دیگری رابطه دارد که می‌تواند بالاترین رتبه‌بندی نتایج جستجو را به شما اختصاص دهد، لاف بیخود زده است. فقط خود گوگل، یاهو و بینگ می‌توانند تعیین کنند که یک وب‌سایت در نتایج جستجویشان چقدر بالا یا پایین خواهد آمد.

آیا در بهبود نتایج جستجوی محلی هم تجربه داری؟

طبق گفته‌ی رند، حضور در صدر نتایج موتور جستجو مخصوصاً برای کسب و کارهای کوچک تازه تاسیس‌شده‌ای مناسب است که سعی در جلب توجه مشتریان نزدیک خود را دارند. بهتر است مشاور در زمینه‌ی سئوی محلی هم تخصص داشته باشد.
اگر وب‌سایتتان برای چیزی که «سئوی محلی» نامیده می‌شود بهینه‌سازی شده باشد، در آن صورت هنگامی که کسی در نزدیکی آن، کلیدواژه‌های مربوط به کسب و کارتان را جستجو کند نام شما باید پدیدار شود. مشاور برای انجام این کار باید نام شهر و استان کسب و کارتان را به تگ عنوان وب سایت و توضحیات متا اضافه کند و نام سایت را در فهرست‌های محلی بینگ، گوگل و یاهو ثبت کند. این فهرست‌ها، راهنمایی آنلاین برای کسب و کارها هستند که مناطق جغرافیایی خاص را پوشش می‌دهند.

آیا هر تغییری که در سایت به وجود می‌آوری را با من در میان می‌گذاری؟

بهینه‌سازی موتور جستجو به احتمال زیاد مستلزم برخی تغییرات در کدبندی صفحات وب می‌باشد. مهم است بدانید که مشاور دقیقاً چه اصلاحاتی را – و بر روی چندین صفحع – قرار است انجام دهد. اگر مایلید که داوطلب پیش از دسترسی و تغییر کدهای وب‌سایت از شما اجازه بگیرد، حتماً این را از قبل به او بگویید.
برای مثال، آیا مشاور قرار است تگ‌های عنوان جدید به کدهای HTML موجودتان اضافه کند یا قرار است آن‌ها را اصلاح کند؟ آیا مطالب انحصاری اضافی در خصوص محصولات و خدماتتان اضافه خواهد کرد تا شمار کلیدواژه‌های درصفحه و قابل رویت مربوط به مشتریان بالقوه بالا رود؟ و در نهایت آیا قصدش این است که تمام یا بخشی از طراحی سایت را بازطراحی کنند یا صفحات جدید با سایت اضافه کنند؟

چگونه موفقیت کمپین‌های سئوی خود را می‌سنجی؟

برای سنجیدن میران موفقیت‌های تلاش‌های در رابطه با سئو، اول باید بدانید که چقدر ترافیک به سمت سایتتان فرستاده می‌شود و این ترافیک از کجا می‌آید. مشاورین باید در استفاده از تحلیل‌گر گوگلخبره باشند تا حواسشان به بهبود در رتبه‌بندی موتور جستجوی سایت، تعداد لینک‌های موجود در دیگر سایت‌ها که به سایت شما ترافیک سرازیر می‌کنند، انواع کلیدواژه‌هایی که جستجوگران برای یافتن سایت‌تان استفاده می‌کنند و خیلی چیزهای دیگر باشد.
حواستان باشد که از مشاور خود بپرسید که قصد دارد هر چند وقت یک بار این تحلیلات مهم را با شما در میان بگذارد و چگونه می‌خواهد از این داده‌ها برای ارتقای رتبه‌بندی موتور جستجو و ترافیک سایت استفاده کند.

چگونه در ارتباط باشیم و چقدر؟

شیوه‌ی ارتباطاتی مشاورین سئو با استانداردهای خدماتی مشتریان متفاوت است. شما باید کسی را پیدا کنید که راه دسترسی‌اش به بهترین شکل نیازهای شما را برطرف کند. از داوطلب بپرسید که ترجیح می‌دهد حضوری صحبت کند یا از طریق تلفن، اسکایپ، پیام کوتاه و یا ایمیل. این را هم بفهمید که قصد دارد هر چند وقت یک بار گزارشات جدید را به اطلاعتان برساند.

شرایط حقوق و مقرری‌تان چگونه است؟

واضح است که باید بدانید چقدر هزینه متحمل خواهید شد و اینکه مشاور قرار است به طور ساعتی، دائمی و یا به صورت پروژه‌ای حقوق بگیرد. مقرری‌های پروژه‌ای در دنیای مشاوره‌ی سئو از همه رایج‌تر است و مقدار مقرری ممکن است براساس اندازه‌ی پروژه و پیچیدگی‌اش تغییر کند. اکثر پروژه‌های قراردادی هزینه‌ای بین ۱.۰۰۰ […]

ادامه مطلب
%d8%b3%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b3%d8%a6%d9%88-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5-%d9%84%d8%b1%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%aa%db%8c%d9%86%da%af

۷ دلیل برای آنکه مدیریت سئوی خود را به یک متخصص بسپارید

بهینه‌سازی موتور جستجو (سئو) به مدت دیرینه‌ای جزء مهم‌ترین استراتژی‌ها برای موفقیت در کسب و کار به شمار می‌رفته است و روز به روز نیز برجسته‌تر می‌شود. مردم بیش از پیش کامپیوترها ولپ‌تاپ‌های خود را رها کرده و به دستگاه‌های موبایل‌محور رو می‌آورند. نرخ تبدیل، از طریق جستجو کردن، در گوشی‌های هوشمند ۱۵ برابر حالت عادی آن یعنی از طریق پیشنهادات موجود در رسانه‌های اجتماعی است. هنوز قانع نشده‌اید؟ به آمار زیر نگاهی بیاندازید:

۸۱ درصد خریداران B2B خرید خود را با جستجو در وب آغاز می‌کنند و از هر ۱۰ خریدار ۹ نفر آن اطلاع می‌دهند که در صورتی که آماده‌ی خرید باشند «به فروشنده سر می‌زنند.»
·۷۸ درصد کاربران اینترنت در آمریکا در سال ۲۰۱۳ به طور آنلاین به تحقیق کالاها و خدمات پرداختند که نتیجه‌ِی آن بیش از ۱۰.۳ میلیارد جستجو در گوگل بود.

سئو می‌تواند ارزش بسیاری به همراه داشته باشد بنابراین این پرسش که آیا خودتان باید آن را مدیریت کنید یا نه، ارزش فکر کردن دارد. در اینجا هفت دلیل قانع‌کننده برای استخدام یک شخص حرفه‌ای را برایتان آورده‌ایم.

۱- سئو آسان نیست.

هنگامی که مقاله‌ای درباره‌ی بهترین تمرین‌های سئو در صفحه، می‌خوانید احتمالاً با خود فکر می‌کنید که حالا دیگر از همه چیز باخبرید. در واقعیت، اما، استراتژی موثر سئو شامل موارد بسیاری می‌شود. ملاحظات فنّی مخصوص سایتتان، بهینه‌سازی محتوا، تجربه‌ی کاربر و ایجاد بک‌لینک‌ها جزو این موارد هستند. تازه اشاره‌ای هم به بهینه‌سازی برای دیگر عوامل رتبه‌بندی همچون RankBrain و شبکه‌های اجتماعی نکردیم. و تازه تلاش‌ها برای سئوی محلی‌تان چه؟ یک حرفه‌ای می‌تواند بهترین استراتژی را بهتان پیشنهاد کرده و به کار ببندد.

۲- قوانین دائم تغییر می‌کنند.

حتی اگر وقت گذاشته و پنج کتاب راجع‌به سئو بخوانید و خودتان، خودتان را تعلیم دهید باز هم مهارتتان امری موقتی خواهد بود. گوگل مرتباً الگوریتم‌های کوچک و بزرگ می‌سازد.
و تازه کلی تغییرات دیگر هم هست که راجع‌به‌شان به شما نمی‌گویند. برخی از این تغییرات عملاً قوانین سئو را عوض می‌کنند. RankBrain حالا دیگر جزو سه عامل اصلی رتبه‌بندی است اما گوگل تا ماه‌ها این موضوع را به اطلاع بازاریابان نرساند.
احتمالاً به عنوان یک بازاریاب آنلاین، وقت یا منابع کافی برای شناخت، درک و بهینه‌سازی تک تک تغییراتی که گوگل اعمال می‌کند را ندارید. این وظیفه‌ی یک متخصص سئو است که به تغییرات الگوریتم و چگونگی تاثیر آن‌ها بر صفحات نتایج موتور جستجو (SERP ها) توجه کند. متخصصین واقعی همچنین می‌دانند که چگونه بر به‌روزرسانی‌های کم‌تر دیده‌شدهه نظارت کنند.

۳- اشتباهات بهتان صدمه می‌زنند.

هر سئویی یک سئوی خوب نیست. برخی تاکتیک‌ها می‌توانند به رتبه‌ی شما در جستجو خدشه وارد کنند و یا حتی بدتر: موجب جریمه‌تان شوند. از این موارد دوری کنید:

ساخت بک‌لینک‌های تقلبی
کلیدواژه‌های بیش از حد
کلیدواژه‌های نامربوط
پنهان‌کاری
کپی کردن مطالب

یک متخصص سئو می‌داند که چگونه از این اشتباهات دوری کند و هرگونه اشتباه اجرایی‌ای را که قبلاً مرتکب شده‌اید را اصلاح کند.

۴- حرفه‌ای‌ها ابزار مناسب دارند.

منابع، وجود دارند تا کمک کنند که یک کمپین سئوی موثر بسازید. اما شما یک بازاریاب پرمشغله هستید و احتمالاً حتی برخی از آن‌ها را اصلاً نمی‌شناسید. دیگر منابع هم بیشتر از بودجه‌ی اختصاص‌داده‌تان هزینه دارند.
برنامه‌های ارزیابی پیشرفته امکاناتی را ارائه می‌دهند که Google Analytics فراهم نمی‌کند. ابزار بالای قیمت جستجوی کلیدواژه، پس‌زمینه‌ی بزرگ‌تر و دانش بیشتری در رابطه با مربوط بودن کلیدواژه‌ها، رقابت، میزان جستجو و غیره فراهم می‌کند.
یک متخصص سئوی حرفه‌ای از مهم‌ترین نرم‌افزارها بهره می‌گیرد تا سئوی شما را ارتقا ببخشد. از همه‌ی این‌ها گذشته، او به طور قطع بهترین استفاده را از هر ابزار خواهد برد.

۵- بی‌کم و کاست ارزیابی می‌کنند.

نرم‌افزار سئو کمکتان می‌کند تا آثار تلاشتان را ببینید. نرم‌افزار تعیین می‌کند که کدام کلیدواژه و کدام استراتژیِ ‌جایگذاری، نتیجه در بر دارد و کدام نه. این اطلاعات باارزش است چرا که به شما اجازه می‌دهد که در تلاش‌های خود تغییر ایجاد کنید تا بر مخاطب مورد نظرتان حداکثر تاثیر را بگذارید.
اما نرم‌افزار سئو می‌تواند پیچیده باشد. دیدن اطلاعات تحلیلی به این معنا نیست که دیگر تصویری واضح از سئوی خود خواهید داشت یا می‌دانید چطور آن را اصلاح کند. شاید متوجه بالا رفتن رتبه‌ی صفحه‌ی هدف خود شوید ولی آیا می‌توانید بگویید علت آن چیست؟
حرفه‌ای‌های سئو، روابط بین شاخص‌های علمکرد اصلی‌تان را می‌فهمند و از این دانش استفاده می‌کنند تا استراتژی‌ای معرفی کنند که از طریق حضور آنلاین شما آمدن مشتری را بیشتر کند.

۶- حواسشان به رقیبان هست.

 

بررسی رقیبان از نتایج مهم تلاش‌های مربوط به سئوی‌تان می‌باشد. یک حرفه‌ای می‌تواند بهترین استراتژی‌ها را انتخاب کند تا از رقیبتان متمایز باشید. حتی بهتر از آن، این است که یک متخصص سئو که در زمینه‌ی شما از تجربه‌ی کافی برخوردار است متوجه خواهد شد که چه چیزهایی برای کسب و کارهای مشابه موثر واقع شده‌اند و چه چیزهایی خیر. این اطلاعات می‌تواند روی دیگر جنبه‌های تمرکز کسب و کاری‌تان تاثیر گذار باشد. به این صورت به ناگهان، متخصص سئوی‌تان تبدیل به بخشی حیاتی از کارتان می‌شود. او به خلق یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد کمک می‌کند، مخاطب هدف را تعیین می‌کند، درخصوص موضوع مطالب ایده‌پردازی می‌کند و غیره و غیره.
سه بخش بازاریابی دیجیتال
محتوا     پست وبلاگ، اسلاید، داده‌نما، فیلم، پادکست، عکس
سئو    سرعت وب، کلیدواژه، لینک‌سازی، معماری، بهینه‌سازی
اجتماعی شبکه‌های اجتماعی، دسترسی، تاثیرگذاری، مشغولیت، ، شهرت

%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8cبازاریابی سالن‌های ورزشی یافتن فوق ستاره بازاریابی - لرن مارکتینگبرای یافتن یک فوق ستاره‌ی بازاریابی این ۲۴ سوال را در هنگام مصاحبه بپرسید ۵ توصیه برای استخدام یک مدیر شبکه اجتماعی۵ توصیه برای استخدام یک بازاریاب رسانه‌ی اجتماعی ۳ راه برای خودمانی شدن و ایجاد کسب و کارهای بیشتر از طریق ویدئو تاثیر-گذاری-بر-دیگران۴ راهی که استارت‌آپ شما می‌تواند روی دیگران تاثیری پایدار بگذارد

ادامه مطلب
۵ توصیه برای استخدام یک مدیر شبکه اجتماعی

۵ توصیه برای استخدام یک بازاریاب رسانه‌ی اجتماعی

هر هفته با این سوال همیشگی روبرو می‌شویم: موقع استخدام بازاریاب رسانه‌ی اجتماعی باید دنبال چه بگردم؟ این سوال مهمی است که با حضور آنلاین شرکت‌ها رفته رفته مهم‌تر هم می‌شود.

بازاریابان رسانه‌ی اجتماعی در نگاه اول همچون یک نژاد تازه‌ی خاص و مرموز با ویژگی‌های فرابشری به نظر می‌آیند. آن‌ها می‌توانند سریع پیامک دهند، تصاویری که در فیسبوک می‌گذارد آنقدر زیاد است که از تمام عکس‌هایی که پدربزرگ در تمام عمر خود هم گرفته تجاوز می‌کند و توانایی جادویی نگه داشتن گوشی به درست‌ترین حالت ممکن برای یک سلفیِ مخصوص اینستاگرام را دارند.
بازاریابان رسانه‌ی اجتماعی ممتاز با اینکه توانایی‌هایشان در ابتدا اسرارآمیز به نظر می‌آید، اما درواقع چیزی جز بازاریابان باهوش نیستند. یافتن کسی که این حرفه و آخرین ابزارهای دیجیتالی را بفهمد می‌تواند فرایند مشکلی باشد اما می‌توان این فرایند را با در نظر داشتن نکات زیر کمی آسان‌تر کرد.

۱- یک بازاریاب واقعی پیدا کنید.

بازاریابی یک رشته و یک حرفه است. اغلب اوقات کسب و کارها فکر می‌کنند هر کسی که حساب فیسبوک یا توئیتر داشته باشد می‌تواند از پس بازاریابی رسانه‌ی اجتماعی بر بیاید. اما حقیقت امر این است که با اینکه هرکسی می‌تواند در فیسبوک پست بگذارد اما هرکسی نمی‌تواند نیازهای بازاریابی یک شرکت را درک کند. کسی را پیدا کنید که سابقه‌ی ایجاد مخاطب، تبلیغ یک برند و کارکردن با یک تیم یا کارگزاری، برای جذب و ابقای مشتریان را داشته باشد.

۲- یک متفکر نقاد بیابید.

بازاریابانِ خوب دست به بررسی، آزمودن و خطر کردن می‌زنند و فرضیه‌های جدید را با استراتژی‌های درس‌پس‌داده متعادل کند. آن‌ها می‌دانند که بازاریابی یک چرخه‌ی آزمون و خطاست و انتظار ندارند که یک شبه راه صد ساله را بپیمایند. همچنین می‌دانند که بازار امروز رقابتی است و استراتژی امروز تاابد یک برگ برنده نخواهد بود.
از کارکنان احتمالی‌تان درمورد فرضیه‌ای که در شغل قبلی‌شان برای جذب مشتری امتحان کرده‌اند، سوال کنید. ازشان بخواهید که توضیح دهند چگونه این تئوری را ساخته و آزموده‌اند و اینکه نتیجه‌ی نهایی چه بوده است. یک داوطلب برجسته جوابی متفکرانه و پرجزئیات خواهد داد و حرفش ساده نخواهد بود.

۳- عملتان باید بی‌نقص باشد.

خوبی یک ایده در عمل مشخص می‌شود. رسانه‌ی اجتماعی، که ذاتاً نیازمند تدبیر فراوان است، شخصی را می‌خواهد که صبر، تمرکز و چاره‌جویی بلد باشد.
چندین ماه پیش یک کسب و کار کوچک به من زنگ زد. آن‌ها هر روز توئیت جدیدی بیرون می‌دادند ولی شاهد هیچ ترافیکی در سایت‌شان نبودند. شرکت می‌خواست بداند که باید چکار کند. به توئیت‌های قبلی‌شان نگاهی انداختم (از سیستمی استفاده می‌کردند که تمام پست‌های قبلی را ثبت می‌کرد) و پی بردیم که هیچ کدام از توئیت‌هایشان به وب‌سایت‌شان لینک نداده بود. وقتی لینکی نباشد قاعدتاً بازدیدکننده‌ای هم نیست. در این مورد، آن‌ها یک کارآموز را مسئول بخش رسانه‌ی اجتماعی کرده بودند که به تمرین و نظارت بیشتری نیاز داشت. مشکل آن‌ها، نداشتن منابع نبود، بلکه اجرای معیوب کارآموز بود که کارشان را خراب کرده بود.
هنگامی که با معرف‌های داوطلب صحبت می‌کنید حواستان باشد که در خصوص عملکرد او هم سوال کنید. از آن‌ها بپرسید که داوطلب‌تان در شغل قبلی‌اش چقدر واقع‌گرا و سودمند بوده است؟ آیا توانایی‌اش در اجرا را ثابت کرده است؟ آیا در کیفیت کارش عیب و ایرادی وجود داشته است؟ آیا شده به ضرب‌الاجلی نرسد؟ درمورد اشتباهات رایج یا نقاط ضعف این کارمند بپرسید. (چرا که حتی افراد درجه یک نیز نقطه ضعف دارند)
باید از داوطلب‌تان این سوالات را بپرسید و سپس آن‌ها را با نمونه‌های کاری او مطابقت داده تا تصویر بهتری از مزایایی که برای پروژه‌هایتان دارد، به دست آورید. بعلاوه، از داوطلب‌تان بپرسید که درمورد یک هدف خیلی خاص ولی کوچک، مثلاً مجاب کردن ۵۰ نفر به خواندن پست وبلاگ جدیدی که منتشر کرده‌اید، چه شیوه‌ای را به کار می‌گیرند. به دنبال جواب‌های دقیق و معقول باشید. به دنبال راه‌حل‌های ساده باشید. هرچیزی را که در مقایسه با آن هدف کوچک، بزرگ به نظر می‌آید را رد کنید.

۴- به دنبال افراد مشهور رسانه‌ی اجتماعی نباشید.

البته این حرف به این معنا نیست که نباید یک فرد تاثیرگذار در رسانه‌ی اجتماعی را استخدام کرد. شما افرادی را می‌خواهید که تمرکزشان روی برند شخصی خود آنقدری نباشد که نتوانند لحن و صدایشان را با شما تطبیق دهند. فیدهایشان را نگاه کنید تا ببینید چطور فعال بوده و فالوئر جمع کرده‌اند. اما کار حرفه‌ایشان را هم بررسی کنید تا مطمئن شوید که می‌توانند وفادار باشند و ابتدا معرف برند باشند.

۵- وقتی استخدام کردید، مداخله کنید.

از آنجایی که رسانه‌ی اجتماعی با جادو فرق دارد، انتظار گذراندن وقت با کارمند جدیدتان برای انتقال فرهنگ شرکت به او را داشته باشید. شما دارای تمام داستان‌هایی هستید که می‌تواند شما را در رسانه‌ی اجتماعی محبوب کند ولی آن‎ها نه. بنابراین وقتی که استخدام شدند به وسیله‌ی این داستا‌ن‌ها و همچنین تصاویر و مطالب به کمک‌شان بیایید. انتظار این را نداشته باشید که در غیبت‌تان معجزه کنند.
همچنین باید انتظارات‌تان را مشخص کرده و زمان لازم برای فهمیدن ارزش طولانی‌مدت کار انجام شده را تعیین کنید. نشان دهید که برای به سرانجام رساندن اقدامات مربوط به رسانه‌ی اجتماعی خود از تعهد کافی برخوردارید. همچنین با مسئول کردن بازاریاب‌تان بابت هدف‌گذاری و پیگیری تلاش‌ها، می‌توانید به اوضاع کمک کنید. در این عملیات پای هر دویتان وسط است و تنها با یکدیگر می‌توانید به موفقیت برسید.
منبع: entrepreneur

ادامه مطلب
یافتن فوق ستاره بازاریابی - لرن مارکتینگ

برای یافتن یک فوق ستاره‌ی بازاریابی این ۲۴ سوال را در هنگام مصاحبه بپرسید

برای یافتن یک فوق ستاره‌ی بازاریابی این ۲۴ سوال را در هنگام مصاحبه بپرسید

وقتی زمان گسترش دادن تیم استارت‌آپتان فرا می‌رسد دیگر نمی‌توانید با استخدام اشتباه یک استراتژیست بازاریابی کارها را خراب کنید. حسابدارها، نمایندگان خدمات مشتری و دیگری متخصصین نیز قطعاً مهم هستند اما این تیم بازاریابی است که مستقیماً پول را به جیبتان بازمی‌گرداند.

مسلماً شما هم نمی‌خواهید که هر بازاریابی که به چشمتان خورد را استخدام کنید. یک فوق ستاره می‌خواهید…کسی که سکان کسب و کارتان را در دست بگیرد. چرا اینقدر مهم است؟

بیایید نگاهی داشته باشیم به آخرین «راهنمای دستمزد» از Creative Group که گزارش می‌دهد حقوق متوسط استراتژیست‌های محتوا بین ۷۲.۵۰۰ دلار تا ۱۰۰.۰۰۰ دلار در سال است. تازه هنوز مزایا را به آن اضافه نکرده‌ایم. جو هادزیما از دانشکده‌ی حقوق اسلونِ ام‌آی‌تی اعلام کرده که مزایا، مقدار ۲۵ تا ۴۰ درصد حقوق پایه‌ی یک کارمند را تشکیل می‌دهد. حتی اگر شخصی با پایین‌ترین حقوق را استخدام کنید و کم‌ترین مزایا را برای او درنظر بگیرید باز هم هزینه‌ای معدل ۹۰.۶۲۵ دلار در سال برایتان خواهد داشت.

این رقم بالایی است، اما تازه فقط بخشی از کار است. مجله‌ی آموزش تخمین زده است که متوسط هزینه‌ی لازم برای آموزش یک کارمند رقمی معادل ۱.۲۰۰ دلار در سال است و انجمن ملی کالج‌ها و کارمندان نیز گزارش داده که میانگین هزینه‌ی استخدام برای شرکت‌هایی با ۱ تا ۵۰۰ کارمند چیزی برابر ۷.۶۴۵ دلار برای هر نفر است. همه‌ی این‌ها را که به هم اضافه کنیم به ۹۹.۴۷۰ دلار می‌رسیم، عددی که تقریباً ۶ رقم دارد. تازه هنوز میانگین ۱ تا ۲.۵ درصد از سود کل را که طبق تخمین شرکت مالی ملون پس از آوردن کارمندان جدید به خاطر کاهش در تولید ایجاد می‌شود را حساب نکرده‌ایم.

یک لحظه به این فکر کنید که با وجود این رقم بالا اگر در انتخاب‌تان اشتباه کنید چه پیش می‌آید؟

انتخاب کارمندان اشتباه منجر به هدر رفتن پول و وقت می‌شود. برای کمک به جلوگیری از مواجه شدن با این سناریوی گران‌قیمت، فهرستی از ۲۵ سوال آماده کرده‌ام که خودم موقع پر کردن شغل‌های مربوط به بازاریابی از آن‌ها استفاده می‌برم. این سوالات به من کمک کرده‌اند تا برخی از بهترین استعدادهای این صنعت را استخدام کنم و مطمئنم که به شما هم کمک خواهند کرد تا فوق ستاره‌ی بازاریابی خود را پیدا کنید.

سوالات حقیقت‌محور

بیشتر مصاحبه‌کنندگان با سوالات حقیقت‌محور شروع می‌کنند که هیچ ایرادی هم ندارد. سوالات حقیقت‌محور به شما این توانایی را می‌دهد تا از وجود مهارت‌های لازم در داوطلب‌تان باخبر شوید. همچنین اطلاعاتی به شما می‌دهد که می‌توانید بعداً با مراجعه به معرف این داوطلب از صحتشان با خبر شوید.

اگر با پشتکار دنبال کار را بگیرید و ثابت کنید که داوطلب در خصوص سوالات زیر بهتان دروغ گفته است شک نکنید که دیگر به هیچ‌عنوان نباید ادامه دهید.

به مدت چند سال در شغل قبلی خود بودید؟
چند سال در این صنعت فعالیت داشته‌اید؟
مدرکتان را از کجا گرفته‌اید؟
درس مورد علاقه‌تان چه بود؟
آیا سابقه‌ی مدیریت کارمندان را داشته‌اید؟
آیا تا به حال از یکی از شغل‌های قبلی‌تان اخراج شده‌اید؟
موفق‌ترین کمپین‌تان چه بوده است؟
ترجیح می‌دهید از چه استراتژی‌های بازاریابی استفاده کنید؟

سوال‌های موقعیتی

مشخص است که سوالات حقیقت‌محور باید فقط بخشی از مصاحبه باشند. با اینکه این سوالات اطلاعات ارزشمندی را در اختیارتان می‌گذارند، ولی نمی‌توانند هیچ‌گونه دانشی در خصوص نحوه‌ی رفتار داوطلب در موقعیت‌های خاصی که ممکن است پیش بیاید، فراهم کنند. برای این مورد باید سوال‌های موقعیتی مانند سوالات زیر را بپرسید.

همین الان تماسی از یک مشتری دریافت می‌کنید که ادعا دارد که سفارشش را دریافت نکرده است، با اینکه UPS تحویل سفارش را تایید می‌کند. چه می‌کنید؟
یک مشتری نقدی منفی بر روی صفحه فیسبوک شرکت گذاشته و شما مسئول پاسخ‌دهی هستید. چه می‌کنید؟
یک تکنیک سئو که در گذشته از آن با موفقیت استفاده می‌کرده‌اید، توسط گوگل از رده خارج شده است. حالا چه می‌کنید؟
بهتان وظیفه‌ی بازطراحی استراتژی برند شرکت از پایه محول شده است. توضیح دهید که مرحله به مرحله چه می‌کنید.
مسئولیت برنامه‌ریزی کنفرانس سراسر کشوری شرکت به شما داده شده. از کجا کارتان را شروع می‌کنید؟
یکی از کارکنان‌تان به طور اتفاقی یک توئیت شخصی را در حساب شرکت منتشر کرده است. چگونه با او برخورد می‌کنید؟
برای به‌روز ماندن با تکنیک‌های جدید بازاریابی چه می‌کنید؟
چه استراتژی، تکنیک و ابزار بازاریابی که به تازگی به وجود آمده در حال حاضر بیشتر از همه توجه شما را به خود جلب می‌کند؟

سوالات رفتاری

و در نهایت، حواستان باشد که مصاحبه‌ی خود را با سوالات رفتاری به اتمام برسانید چرا که رفتار گذشته‌ی داوطلب معمولاً می‌تواند به خوبی خبر از نحوه‌ی رفتارش در آینده بدهد. هر کدام از سوالات زیر به شما در این راه کمک می‌کند:

برایم بگو چطور موقعیتی را که در آن مجبور بودی با یک همکار بدقلق کار کنی را حل کردی.
برایم زمانی را توصیف کن که مرتکب یک اشتباه مهلک شدی و مجبور بودی به تنهایی برای رسیدن به راه حل فکر کنی.
برایم از موقعیتی در گذشته بگو که مجبور بودی چندین پروژه با ضرب‌الاجل‌های سفت و سخت را کنار هم جا دهی.
برایم از موقعی بگو که مجبور بودی ابتدا زحمت خیلی خیلی زیادی برای کار بکشی و بعد مدت زیادی برای موفقیت صبر کنی.
برایم موقعیتی را در شغل قبلی‌ات بگو که مجبور شدی تا کنترل اوضاع را خودت در دست بگیری.
برایم از موقعی بگو که با انتقاد مواجه شدی و به آن عکس‌العمل نشان دادی.
برایم از موقعیتی بگو که مجبور شدی تا با همکاران یا اعضای تیمی که تفاوت زیادی با تو داشتند کار کنی.
برایم از پروژه‌ای بگو که در سابقه‌ی کاری‌ات به آن بیش از همه افتخار می‎‌کنی.

واضح است که این یک فهرست جامع نیست و احتمالاً بخواهید برخی از سوالات را با توجه به نیازهای شرکت‌تان تغییر داده یا به کل حذف کنید.

 

منبع: entrepreneur

ادامه مطلب
اشتباه-شرکت-ها-در-استخدام-بازاریاب-محتوا-لرن-مارکتینگ

۴ اشتباهی که شرکت‌ها درهنگام استخدام بازاریاب محتوا مرتکب می‌شوند

 
بازاریابی محتوابرای بیشتر برندهای موفق امروزی به سرعت تبدیل به بخشی حیاتی از استراتژی بازاریابی کلی شده است. هشتاد و چهار درصد شرکت‌های ممتاز یا همین حالا از آن استفاده برده و یا قصد استفاده از آن را در آینده‌ی نزدیک دارند.
اما این استعمال گسترده خطاهای بسیاری را نیز در بر دارد. هنگام استفاده از یک شیوه‌ی بازاریابی جدید آدم خیلی ساده ممکن است از راه‌های دیگر غافل شود. بازاریابی محتوا نیز مانند دیگر تاکتیک‌های بازاریابی برای تحویل بازده مناسب نیازمند زمان، برنامه‌ریزی و کوشش فراوان است.
در ادامه رایج‌ترین اشتباهاتی را که شرکت‌ها هنگام استخدام یک بازاریاب محتوا مرتکب می‌شوند را برایتان آورده‌ایم.

۱-تبلیغ نکردن محتوایی که تولید شده.

تولید محتوا فقط بخش کوچکی از کار کلی است. اگر قصد دارید تا بر روی یک تیم بازاریاب محتوا، نمایندگی و یا نویسنده‌ی کارمزدی سرمایه‌گذاری کنید، بهتر است تمام زور خود را بر روی تبلیغ آن محتوا بگذارید. فرایند تبلیغ محتوا با اقدامات شما شروع می‌شود.

هرچقدر هم که کیفیت محتوایتان خوب باشد، اگر تبلیغش نکنید اثری نخواهد داشت.
من ابزار Buffer را برای زمان‌بندی محتوا به منظور توزیع در کانال‌های اجتماعی توصیه می‌کنم. با توجه به اینکه این یک پلتفرم برای اشتراک‌گذاری اجتماعی است می‌توان نتیجه گرفت که اعضای تیم Buffer به خوبی با این فرایند آشنایی دارند.
هر کدام از پست‌های آن‌ها در نهاد خود دیگران را به اشتراک دعوت می‌کند و این یکی از دلایلی است که پست‌های وبلاگشان دائماً هزاران بار به اشتراک گذاشته می‌شوند.

همچنین هرموقع که به افراد تاثیرگذار در مطالبتان اشاره‌ای می‌شود باید با آن‌ها تماس بگیرید. این کار را ۱۰ بار تکرار کنید. اینگونه است که می‌توانید بزرگترین افراد تاثیرگذار در صنعت‌تان را مجاب کنید تا مطالب‌تان را به اشتراک بگذارند و به این ترتیب مخاطبان زیادی پیدا می‌کنید.
هرگاه به یک فرد تاثیرگذار – هر فرد تاثیرگذاری – اشاره می‌کنید به وسیله‌ی Connector از طریق ایمیل بهشان خبر دهید. سپس به وسیله‌ی Notifier در توئیتر او را فرابخوانید تا تبلیغات‌تان دو برابر شود.
اهمیت تماس گرفتن با افراد تاثیرگذار فوق‌العاده بالاست. در حقیقت من هنگام استخدام بازاریاب محتوا اول نگاه می‌کنم ببینم آیا توانایی نوشتن ایمیل‌های خروجی دارد یا نه. این یک توانایی الزامی برای تیم من است.

۲-تمرکز بر روی کمیت محتوا نه کیفیت آن.

آمار زیادی وجود دارد که به ما می‌گوید تولید محتوا مهم است، مثل این واقعیت که ۶۰ درصد بازاریابان روزانه حداقل یک مطلب تولید می‌کنند.
اما مشکل در اینجاست: موفقیت در بازاریابی محتوا به مقدار خیلی کمی به کمیت مربوط است و هزاران بار بیشتر تحت تاثیر کیفیت و ثبات است.
محتوای عالی بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شود پس درنتیجه با عقل جور در می‌آید که محتوای عالی خیلی زیادتر، یک شرکت را بیشتر به چشم آورد، درست؟
از نظر تئوری بله.
من یک برند را به خاطر جاه‌طلب بودنش تحسین می‌کنم اما تولید محتوای عالی، زمان و تلاش عمده‌ای می‌برد. بدون یک تیم محتوای قوی برای رسیدگی به تقاضای بالای تولید محتوا، قطعاً زیر فشار ناشی از تولید بالا در مدت کم له خواهید شد.
کارتان را آهسته شروع کنید. وقت بگذارید ببینید چه چیزی یاد می‌گیرید و بعد استراتژی و اهدافتان را با توجه به اینکه چه چیزی سودمند است و چه چیزی نیست، تنظیم کنید. متیو تورن کارآفرین می‌نویسد: «حداقل مقدار محتوایی که سایت‌تان – بدون لطمه زدن به کیفیت – برای رسیدن به حداکثر نتایج می‌خواهد را پیدا کنید و بعد، از آنجا رو به جلو ادامه دهید.»

۳-تمرکز بیش از حد بر روی تولید

محتوای سفارشی تولیدشده برای مخاطبین خاص، در حال تبدیل شدن به یک گرایش پرطرفدار است. طبق گزارش Altimeter 57 درصد بازاریابان در سال ۲۰۱۴ اعلام کردند که محتوای سفارشی برایشان در اولویت قرار دارد.
اشتباه بزرگی که شرکت‌ها در این بین می‌کنند این است که فکر می‌کنند تولیدِ تنها کافی است.
مخاطبانتان مطمئناً می‌خواهند از شما بشنوند. اصلاً به این دلیل است که شما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. به این دلیل است که ۷۰ درصد مردم می‌گویند همیشه ایمیل‌های شرکت محبوب‌شان را باز می‌کنند.
مشتری ها می‌خواهند که قبل از عملیات فروش با آن‌ها تعامل داشته باشید. با فراهم کردن محتوای باکیفیت، چه محتوای اصیل و چه از رهبران و حتی رقبای صنعت، می‌توانید جایگاه یک منبع قابل اطمینان در صنعت خودتان را به دست آورید.
نیل پاتل چنین می‌نویسد: «سازمان‌دهی محتوا هم یک بخش جدایی‌ناپذیر بازاریابی محتوا است. صدها هزار مطلب عالی هیچ‌گاه دیده یا خوانده نمی‌شوند. اگر بتوانید این مطالب را پیدا کرده و کاری کنید که به آسانی در دسترس مخاطبتان باشد…از دیگران متمایز خواهید شد.»
وقتی مخاطبتان مطلبی از دیگر منابع را مشاهده کند به او تلقین می‌شود که شما در پی ارائه‌ی مطالب باارزش هستید و این منجر به ایجاد اعتماد می‌شود. وقتی این اعتماد را ایجاد کردید آن موقع احتمال این که او تبدیل یک مشتری جدید شده یا به عنوان یک مشتری ثابت بارها و بارها از کسب و کارتان استفاده کند، بسیار بسیار بالاتر می‌رود.
سرویسی مانند Quuu.co سازمان‌دهی مطالب مربوط به مخاطبان‌تان را آسان می‌کند و ضمناً می‌تواند به طور خودکار مطالب را به حساب Buffer شما دهد تا برای انتشار در کانال‌های اجتماعی‌تان زمان‌بندی شود.

۴-هیچ مشکلی را حل نمی‌کند.

راه‌های زیادی برای انتشار محتوا وجود دارد. می‌توانید به وسیله‌ی عکس و فیلم بر جنبه‌های بصری اتکا کنید. می‌توانید مطلب بلند بالایی مملو از آمار و حقایق شگفت‌انگیر تولید کنید. می‌توانید حتی یک ویدئوی زنده درست کنید که در آن با مخاطب‌تان تعامل می‌کنید.
اما بعضی شرکت‌ها چنان بر روی ارزش تولیدی یک محتوا تمرکز می‌کنند که از مهم‌ترین جنبه‌ی آن غافل می‌مانند: اینکه محتوا باید راهگشای مشکلی باشد.
جو پولیتزی از موسسه‌ی بازاریابی محتوا می‌نویسد: «حسابی روی نتایج مطلوب مشتری هایتان تمرکز کنید. به جای اینکه فقط درمورد محصولات یا خدماتی که می‌خواهید به خوردشان دهید مطلب بنویسید، روی این تمرکز کنید که خواننده می‌خواهد از مطلبی که شما قرار می‌دهید چه استفاده‌ای کند.»
می‌توان گفت استخدام یک بازاریاب محتوا تنها به خاطر تولید محتوا بزرگترین اشتباهی است که یک شرکت می‌تواند مرتکب آن شود. تمام کارهایی که می‌کنید باید درمورد حل کردن مشکلات و دشواری‌های مخاطب و دادن جواب‌ها و راهکارهای مورد نیازشان باشد.

منبع: وب‌سایتentrepreneur

ادامه مطلب